نام کتاب: یک عاشقانه آرام
- شما آدم بسیار خطرناکی هستید داد می زند اما می ایم نمی ترسم. - عشق خطرناک است نه عاشق یادتان باشد شوهرم می گوید
- بنویسید چه می گوید با این سر و صدایی که شما را انداخته یید اینجا به زودی شورش می شود روی این کاغذ بنویسید و بروید لطفا
عسل می نویسد: شما خودتان را گرفتار ممنوعیت های غیر موجه کرده پید. عشق، شکستن و پاره کردن حریم ممنوعیت های ناموجه است. عشق اوج آزادی فردیست برای آن کس که خواهان شریف ترین آزادی هاست. عشق نوع عمیق و متعالی اخلاق است که با جنگ با شبه اخلاق و اخلاقیات بازاری می رود. اولین هدیه می عسل و همسرش برای بانوی کتابدار. - خداحافظ مادام! می رویم دستهای تو طروات سیلان را دارد و تا ابد خواهد داشت. - ابروی مرا با این بازی هایت بردی دختر! اسم آن کتاب را از کجا پیدا کردی؟ - از چهره ی خود ان بانو الهام گرفتم ماه بود ماه قاب گرفته. - واقعا که شیرین کاشتی یا ان باقلای پخته تعارف کردنت.
- اما گیله مرد و کوچک اندام رویانویس ! تمام عمر که نمی شود دوشنبه ها با یک باقلای پخته ی نمک زده وارد یک کتابخانه ی رسمی شد می شود. ؟
- نع گاهی هم با لبوی داغ گاهی هم با کشمش و بادام زمینی گاهی هم با یک کاسه اش رشته گاهی هم - اه ساوالان - با سیب زمینی های برشته ی یک طرف سوخته ی غرق نک از این جور تنقلات که کم نیست
- اما همه ی کتابدارها که قدرت شوخ طبعی های محیانه را ندارد. دارند؟ |
- امتحان می کنیم و اگر در جاهای دیگر آدم های خوش خلق بی عقده نیافتیم به همین کتابخانه بر می گردیم کتابخانه ی ملی را که تعطیل نمی کنند می کنند؟
- بسیار خوب! گیریم که کتابخانه های بسیاری باز باشد و کتابدارهای خوب خوش برخود هم وجود داشته باشد تنوع تنقلات که به تعداد هفته های عمر ما نیست عاقبت یک روز تمام می شود.

صفحه 86 از 173