نام کتاب: یک عاشقانه آرام
- مهمان ما؟ پناه بر خدا! ما خودمان در شهر شما مهمان ناخوانده پیم. - بله ...... اما .. - عیب ندارد. فعلا که کسی نمی خواهد دستگیرمان کند. راهنمایی شان کنید بیایند بالا!
- آه .. عسل! نگاه کن! این برادر توست که از پله ها بالا می آید ...... خدای من! شما اینجا چکار می کنید؟
- سلام! سلام! برنامه مان را که کامل کردیم و قاب کردیم و کوبیدیم به دیوار، تصمیم گرفتیم تمرد کنیم: اولین تمرد. قانون را استثنا، کامل می کند، نظم را آشفتگی. درست است؟
عسل، ریسه می رود. عروس می خندد. بچه ها می خندند. همسایه ها می خندند. مدیر فروش بلیت و همسرش می خندند. من نیز عشق، در دشوارترین شرایطی
پایان

صفحه 173 از 173