- هر وقت که بخواهیم، حتی همین امشب، می توانیم با قطارهای دیگری که از راه می رسند، به سوی مقصدمان حرکت کنیم؛ البته اگر جای خالی داشته باشند.
عسل می خندد: اصل، وجود مقصد است و هدف، نه؟
می گویم: بله بانو! مقصد زندگی را معنی می کند؛ هدف، زندگی را عمیق می کند. تازه، زندگی را، وجود مقصد معنی می کند نه رسیدن به مقصد. متشکریم آقا! یک چمدان کوچک داریم سه تا کیف دستی که خودمان می بریم.
- دلش را نشکن مرد! بده ببرد؟
- پدرجان! بچه ها می گویند محبت کنید اینها را ببرید پایین. شما، اینجا، یک مهمانخانه ی تمیز ارزان، سراغ ندارید؟
- دیگر می دانم. از حفظم. اصل، وجود برنامه است و پیوسته نگاه کردن به آن، نه متابعت همیشگی از آن. "
- آه ..... بله . پس چرا اینقدر دیر دانستی بانوی خوب آذری من؟ چرا اینطور به گریه ام انداختی؟ بله . غیبت ... غیبت های غیرموجه. هیچ چیز به قدر یک غیبت غیر موجه، شیرین نیست. ما به بچه های مان هم یاد می دهیم که گهگاه، به شکلی کاملا غیرموجه غیبت کنند. آنها را از مدرسه ی دنیا که بیرون نمی کنند، می کنند؟
- اما این، آشکارا، تعلیم یاغیگری ست. نباید باور کنند که همیشه می توانند از این قاعده استفاده کنند.
- کدام قاعده، عسل؟ قاعده، همان برنامه ی هفتگی ست. نظم سرباز خانه یی: انشا، املا، ریاضیات، ورزش ... ما می خواهیم رسم استثناء بر قاعده بودن را یاد بچه های مان بدهیم نه قواعد را. در جا دویدن برای آنکه دویدن از یادها نرود. تمرین یاغیگری برای روزهای مبادا. عدم اطاعت از فرمان نیز خود نوعی اطاعت است ..
تلفن، زنگ می زند. من گوشی را بر می دارم: بفرمایید؟ - ببخشید آقا! آقایی به اتفاق ... همسرشان .. بله ..... می گویند که مهمان شما هستند.
عسل می خندد: اصل، وجود مقصد است و هدف، نه؟
می گویم: بله بانو! مقصد زندگی را معنی می کند؛ هدف، زندگی را عمیق می کند. تازه، زندگی را، وجود مقصد معنی می کند نه رسیدن به مقصد. متشکریم آقا! یک چمدان کوچک داریم سه تا کیف دستی که خودمان می بریم.
- دلش را نشکن مرد! بده ببرد؟
- پدرجان! بچه ها می گویند محبت کنید اینها را ببرید پایین. شما، اینجا، یک مهمانخانه ی تمیز ارزان، سراغ ندارید؟
- دیگر می دانم. از حفظم. اصل، وجود برنامه است و پیوسته نگاه کردن به آن، نه متابعت همیشگی از آن. "
- آه ..... بله . پس چرا اینقدر دیر دانستی بانوی خوب آذری من؟ چرا اینطور به گریه ام انداختی؟ بله . غیبت ... غیبت های غیرموجه. هیچ چیز به قدر یک غیبت غیر موجه، شیرین نیست. ما به بچه های مان هم یاد می دهیم که گهگاه، به شکلی کاملا غیرموجه غیبت کنند. آنها را از مدرسه ی دنیا که بیرون نمی کنند، می کنند؟
- اما این، آشکارا، تعلیم یاغیگری ست. نباید باور کنند که همیشه می توانند از این قاعده استفاده کنند.
- کدام قاعده، عسل؟ قاعده، همان برنامه ی هفتگی ست. نظم سرباز خانه یی: انشا، املا، ریاضیات، ورزش ... ما می خواهیم رسم استثناء بر قاعده بودن را یاد بچه های مان بدهیم نه قواعد را. در جا دویدن برای آنکه دویدن از یادها نرود. تمرین یاغیگری برای روزهای مبادا. عدم اطاعت از فرمان نیز خود نوعی اطاعت است ..
تلفن، زنگ می زند. من گوشی را بر می دارم: بفرمایید؟ - ببخشید آقا! آقایی به اتفاق ... همسرشان .. بله ..... می گویند که مهمان شما هستند.