نام کتاب: یک عاشقانه آرام
زمستان را بستای و بگو: سفید کننده ها را دوست می دارم ... از بهار رفته، یاد نباید کرد
مرگ، در باغچه ی خانه قدم می زند همسایه، بی اعتنای به او، دانه های تازه کاشته را آب می دهد. تو آرام و عاشقانه، لبخند می زنی

صفحه 163 از 173