نام کتاب: یک عاشقانه آرام
این است آنچه که تو را از پر هم سبک تر می کند. گریه، حجامت روح است. ما دیگران را دیر می شناسیم، خودمان را دیرتر. صورتت مثل خط نستعلیق و بیتی از حافظ، زیباست. اضطراب. نکند بد از آب درآید! نکند قدر تو را ندارند؟ نکند یک روز ارتفاع صدایش از حقارت روحش خبر بدهد!
گمان مبر که وقتی پنهانکارانه دست او را در دست می گیری، من آگاه نیستم بر اینکه چگونه برقی از انگشتان تو می جهد و حرکت می کند و به سراسر تن تا قلب می رود، و روح مرا می لرزاند.
اما عشق حرف بیشتری دارد.
به من نگو که شانه به شانه، زیر درختان اقاقیا، با او رفتن و با او حرفی برای زدن نداشتن - چرا که کلمات، رسا نیستند و در امتداد سکوتی شیرین، سکوتی سرشار از آرزوی یافتن بهترین کلام، از این سایه به آن سایه کوچیدن، چه لذتی دارد ..
من، خوب می دانم . اما عشق، حرف بیشتری دارد.
چنین مپندار که من، هرگز صدای رعد غریبی را که از برخورد برق آسای دو نگاه جوان، دو نگاه مغلوب، دو نگاه رنگین معطر، پدید می آید، نشنیده ام ...
به خدایی خدا قسم که من هنوز هم این صدا را به خوبی زمانی که بیست ساله بودم، می
شنوم "
اما عشق، حرف بیشتری دارد.
هرگز به خویشتن، به دیگران مگو که آنها، با موهای خاکستری و سفیدشان، با چین هایی که بر پیشانی انداخته اند و با سخنانی که در بابا مسائل معمولی و روزمره ی زندگی می گویند،

صفحه 157 از 173