- فقط یک روز را. - و به هر حال. می خواهی بگویی یک روز خالی به وجود آمده است؛ یک روز بدون برنامه. - بله .... و تو از پس این یک روز برنیامده ای.
یادت هست که ما در آن پنجشنبه ها و جمعه ها تماما در سفر بودیم.)
- ولی چطور چنین چیزی ممکن است عسل. شنبه اساسی ترین روز ماست. تمام برنامه های هفتگی مان را مرور می کنیم. نقشه های مان را، منابع درآمدمان را. کارهای مان را تقسیم می کنیم. به خواسته های بچه ها می رسیم و نیازهای مادر.
- امروز در تالار رودکی، نمایشی هست که از آن بد نمی گویند. اگر موافقی مادر را به دیدن این نمایش ببریم.
- بعد مادر را می فرستیم خانه و خودمان سری به نمایشگاه آثار تازه ی غلامحسین نامی می زنیم. روز افتتاح است. در وهمی غریب فرو می رویم. ضمنا به احتمال زیاد استاد شباهنگی را هم می بینیم، استاد جعفری را، استاد بریرانی را، استاد محجوبی را، استاد شهوق خودمان را و خیلی های دیگر را.
- بازار ... مهم تر از همه، بازار. - هوای بدش را چه کنیم؟
- باید برای بازارها، تصفیه های قوی بگذارند. ولی به هر صورت، مجبوریم. نگاه کن؛ کاغذ، قلم نی، مرکب خشک، نخ، پارچه، دستکش، مقوا، پوست ..
- منظورت چرم است. - بله؛ و خیلی چیزهای دیگر.
- شنبه روز خوبی هم هست برای دید و بازدید از کسانی که مشکل اداری ندارند و اسیر روزهای تعطیل شان نیستند. من ضمنا سری به چاپخانه می زنم، سری هم به بنیاد فرهنگان برای بحث درباره ی تحقیق تازه ام و این کتاب حجیم «سوغات ایران» شاید پولی هم دست مان را بگیرد که ببریم برای بچه ها ..
- امروز ما که نبودیم، به مادر تلفن کرده اند و گفته اند اگر اجازه بدهید، پس فردا می خواهیم بیاییم . برای ..
یادت هست که ما در آن پنجشنبه ها و جمعه ها تماما در سفر بودیم.)
- ولی چطور چنین چیزی ممکن است عسل. شنبه اساسی ترین روز ماست. تمام برنامه های هفتگی مان را مرور می کنیم. نقشه های مان را، منابع درآمدمان را. کارهای مان را تقسیم می کنیم. به خواسته های بچه ها می رسیم و نیازهای مادر.
- امروز در تالار رودکی، نمایشی هست که از آن بد نمی گویند. اگر موافقی مادر را به دیدن این نمایش ببریم.
- بعد مادر را می فرستیم خانه و خودمان سری به نمایشگاه آثار تازه ی غلامحسین نامی می زنیم. روز افتتاح است. در وهمی غریب فرو می رویم. ضمنا به احتمال زیاد استاد شباهنگی را هم می بینیم، استاد جعفری را، استاد بریرانی را، استاد محجوبی را، استاد شهوق خودمان را و خیلی های دیگر را.
- بازار ... مهم تر از همه، بازار. - هوای بدش را چه کنیم؟
- باید برای بازارها، تصفیه های قوی بگذارند. ولی به هر صورت، مجبوریم. نگاه کن؛ کاغذ، قلم نی، مرکب خشک، نخ، پارچه، دستکش، مقوا، پوست ..
- منظورت چرم است. - بله؛ و خیلی چیزهای دیگر.
- شنبه روز خوبی هم هست برای دید و بازدید از کسانی که مشکل اداری ندارند و اسیر روزهای تعطیل شان نیستند. من ضمنا سری به چاپخانه می زنم، سری هم به بنیاد فرهنگان برای بحث درباره ی تحقیق تازه ام و این کتاب حجیم «سوغات ایران» شاید پولی هم دست مان را بگیرد که ببریم برای بچه ها ..
- امروز ما که نبودیم، به مادر تلفن کرده اند و گفته اند اگر اجازه بدهید، پس فردا می خواهیم بیاییم . برای ..