نکنید. دیگر معجزه یی در کار نیست. چای داغ. پسر و عروست دارند می آیند. بهتر است آنها را بفرستیم پی نخود سیاه.
خراسان. قائنات. زعفران. عجب عطری! - این پوستین را بپوش! | - بوی گوسفند می دهد. - عیب ندارد. تحمل کن! چقدر چاق شده یی!
تبریز. پوتین های تازه ی کوه بخریم. آه عسل! گویش تو چه دلنشین است. اینجا با لهجه ی آذری حرف نزن. آذری حرف بزن!
یک سفر به جزایر قویون داغی. زیباترین جزایر جهان. یک سفر با کشتی. سفری با قایق به آشوراده. سفرها را به یاد نیاوریم. سفر کنیم. با قطار. - شیشه را بکش بالا! دود در دهلیزها می پیچد و به سینه ی بچه ها صدمه می زند. - بیا در این امامزاده شمعی روشن کنیم. یک سفر ناب با دوچرخه. سربالایی ها را بگو! گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت.
- خوشبختانه سازمان کوهنوردی، به همه جا پیام های تصویری فرستاده و گروه ما را معرفی کرده. بعضی ها که راه بر ما می بندند، تلخ اند، و قدری بی ادب؛ اما ادب و مهربانی ما آنها را نرم می کند. می توان ساخت و تغییر داد. می توان ویران کرد.
- آقاجانی، رئیس سازمان کوهنوردی، عجب آقاست؟ - هنوز هست؟
- البته. رفت و برگشت. حکومت خوب، خوبان را مردود نمی کند. خانه نشین شدن خوبان، حمله ی قلبی حکومت است. راه. مهمانخانه های کوچک. گفت و گوهای مخملین پایان ناپذیر: |
- هر بچه یی این را می داند که آدمیزاد باید کارش را دوست داشته باشد؛ اما زندگی، در روزگار ما، غالبأ آنگونه نیست که کار مطلوب و دوست داشتنی از راه برسد و ما را در آغوش بگیرد. این ماییم که باید به هر کاری که گماشته می شویم آن کار را به صورتی دلخواه
خراسان. قائنات. زعفران. عجب عطری! - این پوستین را بپوش! | - بوی گوسفند می دهد. - عیب ندارد. تحمل کن! چقدر چاق شده یی!
تبریز. پوتین های تازه ی کوه بخریم. آه عسل! گویش تو چه دلنشین است. اینجا با لهجه ی آذری حرف نزن. آذری حرف بزن!
یک سفر به جزایر قویون داغی. زیباترین جزایر جهان. یک سفر با کشتی. سفری با قایق به آشوراده. سفرها را به یاد نیاوریم. سفر کنیم. با قطار. - شیشه را بکش بالا! دود در دهلیزها می پیچد و به سینه ی بچه ها صدمه می زند. - بیا در این امامزاده شمعی روشن کنیم. یک سفر ناب با دوچرخه. سربالایی ها را بگو! گهی پشت بر زین، گهی زین به پشت.
- خوشبختانه سازمان کوهنوردی، به همه جا پیام های تصویری فرستاده و گروه ما را معرفی کرده. بعضی ها که راه بر ما می بندند، تلخ اند، و قدری بی ادب؛ اما ادب و مهربانی ما آنها را نرم می کند. می توان ساخت و تغییر داد. می توان ویران کرد.
- آقاجانی، رئیس سازمان کوهنوردی، عجب آقاست؟ - هنوز هست؟
- البته. رفت و برگشت. حکومت خوب، خوبان را مردود نمی کند. خانه نشین شدن خوبان، حمله ی قلبی حکومت است. راه. مهمانخانه های کوچک. گفت و گوهای مخملین پایان ناپذیر: |
- هر بچه یی این را می داند که آدمیزاد باید کارش را دوست داشته باشد؛ اما زندگی، در روزگار ما، غالبأ آنگونه نیست که کار مطلوب و دوست داشتنی از راه برسد و ما را در آغوش بگیرد. این ماییم که باید به هر کاری که گماشته می شویم آن کار را به صورتی دلخواه