نام کتاب: یک عاشقانه آرام
خشق صادقانه به زن، فاصله یی با عشق به وطن ندارد. گرچه عشق نخستین حادثه است و دومین ضرورت.
عشق به زن، عشق به رویش است؛ عشق به رویش عشق، عشق به خاک و عشق به خاک، عشق به مردمی است که در خاک زندگی می کنند؛ در وطن.
من هنوز نگاهت می کنم. تو، عاقبتریال لای چشمهایت را باز می کنی، مرا می بینی و لبخند می زنی. - باز با فشار نگاهت بیدارم کردی. - نمی خواستم. - می دانی؟ برادرم، مدتهاست که دیگر به دیدن ما نمی آید. - برادرت عاشق شده است.| تو، ناگهان کامل بیدار می شوی و می نشینی؛ به من نگفته بودی. صدای نم نم باران. صدای باد. و باد ابرها را با خود خواهد برد..

صفحه 128 از 173