نام کتاب: یک عاشقانه آرام
- با چه چیزهایی می خواهی اثرگاه مان را پر کنی؟
- با دستنوشته های هنرمندان بزرگ معاصر. چنین نقشه یی دارم. نه اثر گاه خطاطات و خوشنویسان. که جایگاهی ویژه ی خط و نوشته های دستی بزرگان هنر و فرهنگ ملی؛ نویسندگان، شاعران، نقاشان، موسیقیدان ها و ...
- می دانم ..... فکر زیبایی ست..
- طرحش را هم داده ام؛ و بعد، خیال دارم پیشنهاد راه انداختن یک دانشگاه غیرمتمرکز فرش را هم بدهم. فقط برای بانوان خانه دار. فقط جلسات آموزش سریع بافندگی و طراحی فرش، و بعد، دادن امکانات به تمام زنانی که دوره ی نخستین را با پیروزی گذرانده اند. امکانات، در خانه. هزاران هزار زن، در اوقات فراغت خود، آهسته آهسته، قالیچه می بافند، و هر قالیچه یی که تمام می کنند و تحویل دانشگاه می دهند، در حکم چند واحد درسی ست که به پایان رسانده اند؛ و به جای آنکه شهریه یی بپردازند، دستمزدی هم می ستانند. فکرش را بکن که چه غوغایی می شود! زنان تحصیل کرده و فرهیخته، دیگر، زمان کشی نمی کنند و در بطالت لحظه ها فرو نمی روند و بیکارگی آنها را گرفتار سرخوردگی نمی کند. موظف هم نیستند که کار را در زمان معینی تمام کنند و تحویل بدهند. آنها برای دریافت کارشناسی، باید، لااقل، شش قطعه قالیچه تحویل بدهند ... در این باب، خیلی فکر کرده ام. فرش، مظهر صبوری ماست؛ صبوری ملتی که هرگز تسلیم نمی شود، و هرگز به بد، رضا نمی دهد. فرش، فقط زیبایی نیست. فلسفه ی مقاومت خاموش و چند هزار ساله ی یک ملت است ... همراه با زمزمه یی ملایم، که خاموشی را تعریف می کند.
از پله ها بالا می رویم. سکوت سرد سنگهای خاکستری. چه وقار مغلوب کننده یی دارد آثرگاه ایران باستان در اینجاست که انسان ایرانی، زمان را به زانو در می آورد - برپا ایستاده و برپا مانده. «همه چیز از زمان می ترسد. زمان از انسان ایرانی تراشنده ی سنگها».
- از طرف راست می رویم، «ماقبل تاریخ»، دور می زنیم، «طلوع تاریخ»، برمی گردیم و بالا می رویم. حال خواهی دید که یک عمر هم برای خوب دیدن این مجموعه، کافی نیست.
تو، زیر لب می گویی؛ اینجا، تماما، حرف از «تاریخ» است. تو، انسان ضد تاریخ، چگونه در چنین جایی که حسی تاریخی در آن جاری ست، احساس آسودگی می کنی؟

صفحه 113 از 173