- من نمی گویم. آثر گاه. هم فارسی، هم با معنی. من از واژه های بیگانه بیزارم؛ آن واژه هایی که در عصر استعمار، به ما تحمیل شده است، مثل جای پای اجنبی ست روی فرهنگ ملی ما جای پای گلی، کثیف. و متعفن به دلیل آلودگی، روی یک پیراهن کاملا سفید معطر. چندشم می شود. یاد آن جاهلی می افتم که گفت: «زبان فارسی، ظرفیت ندارد» و به همین دلیل هم می خواست به میهنش خیانت کند.
- خب! هفته ی پیش، ما. دوشنبه به اثرگاه آبگینه رفتیم.
- آن دیدار گذرا. برنامه یی خارج از برنامه بود. این جزو برنامه ی رسمی چهارشنبه هاست. همیشه، چهارشنبه ها، دیدار از یک اثر گاه.
- مگر در تمام این شهر، چند آثرگان داریم؟ - حدود بیست تا. - بعد از بیست هفته چه کنیم؟
- پناه بر خدا! آیا به خاطر آنکه یک روز، آب دریاها تمام می شود، امروز، حق است که از راندن بر دریاها صرفنظر کنیم؟
- تماما تکراری ست اما عیب ندارد. هنوز از بر نشده ام.
- بعد از بیست هفته، دور می زنیم. با یک بار دیدن، هیچ اثر گاهی دیده نمی شود، و هیچ اثری
- بعد از آنکه دوره کردیم و دوره کردیم و دوره کردیم و همه ی درس های مان را از حفظ شدیم. چه باید بکنیم؟
- به دیدن آثرگاه های شهرهای دیگر می رویم. - هر چهارشنبه؟
- نع. چهارشنبه های مان را پس انداز می کنیم و یکجا خرج می کنیم و بعد از اینکه همه ی اثرگاه های ایران را دیدم. همه ی بناهای تاریخی را می بینیم - نه به عنوان عنصری صرفأ تاریخی، بل چیزی که اراده ی آدم ها، حرکت، به آنها حیات بخشیده است و مکان های دیدنی سرزمین مان را. برای این کار، دیگر، یک عمر، خیلی کم است. از این گذشته، ممکن است به فکر ایجاد یک اثر گاه تازه هم بیفتیم.
- خب! هفته ی پیش، ما. دوشنبه به اثرگاه آبگینه رفتیم.
- آن دیدار گذرا. برنامه یی خارج از برنامه بود. این جزو برنامه ی رسمی چهارشنبه هاست. همیشه، چهارشنبه ها، دیدار از یک اثر گاه.
- مگر در تمام این شهر، چند آثرگان داریم؟ - حدود بیست تا. - بعد از بیست هفته چه کنیم؟
- پناه بر خدا! آیا به خاطر آنکه یک روز، آب دریاها تمام می شود، امروز، حق است که از راندن بر دریاها صرفنظر کنیم؟
- تماما تکراری ست اما عیب ندارد. هنوز از بر نشده ام.
- بعد از بیست هفته، دور می زنیم. با یک بار دیدن، هیچ اثر گاهی دیده نمی شود، و هیچ اثری
- بعد از آنکه دوره کردیم و دوره کردیم و دوره کردیم و همه ی درس های مان را از حفظ شدیم. چه باید بکنیم؟
- به دیدن آثرگاه های شهرهای دیگر می رویم. - هر چهارشنبه؟
- نع. چهارشنبه های مان را پس انداز می کنیم و یکجا خرج می کنیم و بعد از اینکه همه ی اثرگاه های ایران را دیدم. همه ی بناهای تاریخی را می بینیم - نه به عنوان عنصری صرفأ تاریخی، بل چیزی که اراده ی آدم ها، حرکت، به آنها حیات بخشیده است و مکان های دیدنی سرزمین مان را. برای این کار، دیگر، یک عمر، خیلی کم است. از این گذشته، ممکن است به فکر ایجاد یک اثر گاه تازه هم بیفتیم.