نام کتاب: کوری
یا معمولی و یا افکاری خوش، البته اگر هنوز چنین افکاری وجود داشته باشد، و ناگهان متوجه تغییر وجنات شخصی می شد که به سوی او می آید، و وحشتی را که از چهره ی او می بارید مشاهده می کرد و سپس فریاد اجتناب ناپذیر من کورم، من کورم را می شنید، نمی شد واکنشی غیر این انتظار داشت. هیچ اعصابی قادر به تحمل چنین صحنه ای نیست. بدتر این که همه ی این خانواده ها، به خصوص خانواده های کوچکتر، به سرعت تبدیل به خانواده های کور شدند، و هیچ کس سالم نماند تا آنها را راهنمایی کند و مواظبشان باشد، و یا همسایگانی را که هنوز بینا بودند از آنها دور نگه دارد، و روشن بود که این افراد کور، ولو پدری دلسوز و مادر و فرزندی مهربان، توان یاری به یکدیگر را نداشتند، در عوض، سرنوشتی مشابه سرنوشت اشخاص کوری پیدا می کردند که در تابلوی نقاشی با هم راه می روند، با هم به زمین می افتند و با هم می میرند.
در چنین موقعیتی دولت به سرعت و به ناچار عقب نشست، و هر جا و مکانی را که مناسب دید تصاحب کرد، در نتیجه کارخانه های متروکه، کلیساهای بلااستفاده، پاویون های ورزشی و انبارهای خالی سریع و فی المجلس مورد استفاده قرار گرفتند. پیرمردی که چشم بند سیاه داشت گفت در این دو روزه صحبت از برپا کردن چادرهای ارتشی بود. در ابتدا، در همان اول کار، چندین سازمان نیکوکاری داوطلبانی را مأمور کمک به کورها می کردند تا رختخوابشان را جمع کنند، توالت هایشان را تمیز کنند، لباسهایشان را بشویند، حداقل کمکی را ارائه دهند که برای زنده ماندن مورد نیاز است، حتی برای کسانی که می بینند. این افراد نیکوکار خیلی زود کور شدند اما لااقل جوانمردی شان در تاریخ ثبت خواهد شد. پیرمردی که چشم بند سیاه داشت پرسید آیا هیچ یک از آنها به اینجا آمدند، زن دکتر جواب داد نه، هیچ کدامشان نیامدند، پس شاید فقط شایعه بود، مردی که اول کور شد با یاد آوردن ماشین خودش و راننده ای که او را به مطب رسانده و برای کندن قبر کمک کرده بود سؤال کرد شعر و ترافیک در چه حال است، پیرمردی که چشم بند سیاه داشت جواب داد ترافیک شهر بسیار آشفته است، و به موارد خاص و تصادف هایی که رخ داده بود اشاره کرد. دفعهی اولی که راننده ی یک اتوبوس ناگهان در حال رانندگی در جاده کور شد، علیرغم قربانیان و مجروحین این حادثه، مردم از روی عادت، واکنش زیادی از خود نشان ندادند، و مسؤول روابط عمومی شرکت اتوبوسرانی بدون عذاب وجدان اعلام کرد که این تصادف اسف بار ناشی از اشتباه انسانی بوده، و با در نظر گرفتن تمام جوانب، مانند یک حمله ی قلبی غیرمنتظره برای فردی که هرگز ناراحتی قلبی نداشته اجتناب ناپذیر بوده است. مدیر شرکت توضیح داد که کارمندان ما، همچنین قطعات مکانیکی و الکتریکی اتوبوسها، به طور مرتب و با دقت فراوان معاینه و بازبینی می شوند، همانطور که با توجه به رابطهی علت و معلول می توان دید که میزان تصادفات وسایل نقلیه ی ما بسیار اندک بوده است. این

صفحه 86 از 224