نام کتاب: کوری
سرازیر شدن این همه آدم کور حداقل یک مزیت را داشت، یا شاید دو مزیت، اولی در واقع ماهیتی روانشناسانه داشت، چون فرق زیادی است از یک سو بین انتظار مداوم برای آمدن زندانیان جدید، و از سوی دیگر درک این واقعیت که ظرفیت ساختمان کامل شده و من بعد امکان برقراری و حفظ روابط دیرپابا همسایگان وجود دارد، آن هم بدون نابسامانی هایی که تاکنون بود و از وقفه ها و ملاحظات بی پایان ورود زندانیان جدید ناشی می شد و همه را مجبور می کرد دوستی های خود را از نو پایه ریزی کنند. مزیت دوم که ماهیتی عملی و روشن و اساسی داشت این بود که دست اندرکاران خارج از زندان، چه نظامی و چه غیر نظامی، فهمیده بودند تهیه غذا برای بیست سی زندانی که چون تعدادشان زیاد نبود با اشتباهات یا دیر و زود شدن غذا کم و بیش مدارا می کردند یک چیز است، و مسؤولیت ناگهانی و دشوار سیر کردن شکم دویست و چهل نفر، با سلیقه ها و خلقها و خاستگاه های اجتماعی متفاوت، چیزی دیگری است. دقت کنید، دویست و چهل نفر، و تازه حداقل بیست زندانی اضافی هم هستند که نتوانسته اند تختی برای خود دست و پا کنند و روی زمین می خوابند. به هر صورت، باید اذعان کرد که سیر کردن سی نفر با جیره ی غذایی ده نفر، فرق دارد با این که سهمیهی دویست و چهل نفر میان دویست و شصت نفر تقسیم شود. تفاوت محسوس نیست، نتیجه این که، احساس مسؤولیت بیشتر، و شاید هم فرضیه ای که نادیده نمی توان گرفت، یعنی ترس از بروز اغتشاشات، موجب تغییر روند مسؤولان گردید، دستور دادند غذا به اندازه ی کافی و سر وقت معین به بازداشت شدگان تحویل داده شود. روشن است که پس از آن کشمکش رقت باری که شاهد بودیم، جابه جایی این تعداد بازداشت شدهی کور آسان و خالی از دغدغه نبود، کافیست انسانهای فلک زدهی آلوده به میکروبی را یاد کنیم که هنوز می توانستند ببینند و اکنون دیگر نمی توانند، یا زوجهای از هم جدا افتاده ای که بچه هایشان را گم کرده بودند، یا درد و رنج آنهایی که زمین خوردند و زیر دست و پا ماندند، بعضی ها دو سه بار، و یا کسانی که به دنبال اشیاء گمشده ای که برایشان عزیز بود دوره افتاده بودند و آنها را پیدا نمی کردند، باید خیلی انسان بی احساسی بود که بدبختی های این اشخاص را به هیچ گرفت و فراموش کرد. با تمام این احوال نمی شود انکار کرد که اعلام وقت ناهار، برای همه مانند مرهمی تسلی بخش بود. و اگرچه نمی شود انکار کرد که به دلیل ضعف مدیریت و نبود مسؤولی که قادر به تحمیل انضباط باشد، تهیه ی یک چنین مقدار خوراکی و تقسیم آن برای سیر کردن این همه شکم به اختلافات بیشتری منجر شد، ولی باید اعتراف کرد که جو تغییر کرد و به مراتب بهتر شد وقتی که در

صفحه 80 از 224