نام کتاب: کوری
قدمی اند. هنوز اول صبح است ولی گرما بیداد می کند. از تودهی عظیم آشغالها بوی گند مثل ابری از گاز سمی بلند است، دکتر باز گفت همین امروز و فرداست که انواع بیماریها شیوع پیدا کند، هیچ کس جان به در نمی برد، همه بیدفاع شده ایم، زن گفت از شانس ما به جای باران همیشه طوفان می آید، ای کاش این طور بود، اقلا باران رفع عطش می کرد و باد بوی گند را با خودش می برد. سگ اشکی با بی تابی اینور و آنور را بو می کشد، می ایستد تا توده ای از زباله را زیر و رو کند، شاید زیر زباله ها غذای لذیذ بی نظیری پنهان بود که نمی توانست پیدا کند، اگر تنها بود از اینجا جم نمی خورد، اما زنی که گریسته بود به راهش ادامه داده و سگ وظیفه دارد دنبالش برود، کسی نمی داند کی لازم می شود اشک پاک کرد. راه رفتن آسان نیست، در بعضی از خیابان ها، به خصوص خیابانهای سرازیر، باران سنگینی که مبدل به سیلاب شده بود، ماشین ها را به یکدیگر یا به ساختمانها کوبیده و درها و ویترین مغازه ها را شکسته بود، کف زمین پوشیده از تکه های کلفت شیشه شکسته است. جسد مردی که میان دو ماشین گیر کرده در حال پوسیدن است. زن دکتر سرش را برمی گرداند. سگ اشکی نزدیک می رود، اما مرگ او را می ترساند، دو قدم جلو می گذارد، ناگهان موهای بدنش سیخ می شود، زوزهی گوش خراشی از حلقومش بیرون می آید، مشکل این سگ این است که زیادی به انسانها نزدیک شده و مانند آنها زجر می کشد. از میدانی عبور کردند که گروههای اشخاص کور با گوش دادن به سخنان افراد کور دیگر خودشان را سرگرم کرده بودند، سخنران ها سرشان را با هیجان به سوی شنوندگان می گرداندند و شنوندگان با دقت سرشان را به سوی سخنرانان می گرداندند. سخنران ها از محسنات اصول بنیادی نظامهای بزرگ سازمان یافته سخن می گفتند، از مالکیت خصوصی، از بازار پولی آزاد، از اقتصاد آزاد، از بورس اوراق بهادار و سهام، از مالیات، از بهره، از مصادره و تصرف، از تولید، از توزیع، از مصرف، از عرضه و تقاضا، از فقر و ثروت، از ارتباطات، از سرکوب و بزهکاری، از بلیت بخت آزمایی، از زندانها، از قانون کیفری، از قانون مدنی، از مقررات راهنمایی و رانندگی، از فرهنگ نامه، از کتاب راهنمای تلفن، از شبکه های فحشاء از کارخانه های اسلحه سازی، از ارتش، از قبرستانها، از پلیس، از قاچاق، از مواد مخدر، از داد و ستد مجاز کالاهای قاچاق، از پژوهش های دارویی، از قمر، از هزینهی کشیش و کفن و دفن، از عدالت، از وام، از احزاب سیاسی، از انتخابات، از مجلس، از حکومت، از افکار محدب یا مقعر، افقی یا عمودی و مایل، متمرکز یا پراکنده، یا گذرا، از خراش تارهای صوتی، از مرگ واژه ها. زن دکتر به شوهرش گفت دارند از سازماندهی حرف می زنند، دکتر جواب داد می دانم، و دیگر حرفی نزد. به راهشان ادامه دادند، زن دکتر رفت نقشه ی شهر را که در نبش خیابانی بود نگاه کند که مثل یک علامت راهنمایی کهنه راه را نشان می داد. ما خیلی به سوپرمارکت نزدیک ایم، در همین جا بود که روزی که راهش را گم کرده بود، دچار

صفحه 212 از 224