است بسیار به جا، سراپا حسن است و هیچ نقصی ندارد، اول به این خاطر که این امکان را به آنها می دهد که در هر لحظه بدانند چه کاری انجام شده و چه کاری باقی مانده، درست مثل این که به ساعت نگاه کنید و بگویید چه مقدار از عمر گذشته، من از اینجا تا اینجا زنگی کرده ام، این مقدار از عمرم مانده، ثانیا، وقتی که نوبت همه بخشها تمام می شد، برگشتن به اول دوره نوعی حال و هوای تازگی به همراه خواهد داشت که جای انکار ندارد، به خصوص برای کسانی که حافظه ی حسی بسیار ضعیفی دارند. پس بگذار زنهای ضلع راست کیفشان را بکنند، من می توانم با بدبختی های همسایه مان کنار بیایم، حرفی که هیچ یک از زنها به زبان نیاوردند، اما در فکر همه شان بود، در حقیقت، انسانی که فاقد پوسته ی دومی به نام خودبینی باشد هنوز از مادر نزاده است، دوام این پوسته از پوسته ی اول که به آسانی دچار خونریزی می شود به مراتب بیشتر است. این را هم باید بگوییم که این زنها از دو جنبه کیف خودشان را می کنند، و این از رموز روح بشر است، زیرا خطر خفت و خواری ناگزیر و قریب الوقوعی که باید از سر بگذرانند، در هر یک از بخشها هوس های شهوانی را که در اثر یکنواختی رنگ باخته بود زنده کرد و دامن زد، چنان که گویی مردها از شدت استیصال، پیش از بیرون فرستادن زنها نشانه ی خود را بر آنها می گذاشتند، چنان بود که گویی زنها می خواستند حافظهی خود را با شور و هیجاناتی که به دلخواه تجربه کرده بودند پر کنند تا بهتر بتوانند از خود در برابر تهاجم آن شور و هیجاناتی دفاع کنند که اگر می توانستند، پس می زدند. ناگزیریم که مثلا اولین بخش سمت راست را به عنوان نمونه انتخاب کنیم و بپرسیم مسألهی تفاوت تعداد مرد و زن در این بخش چه گونه حل شده بود، حتی با کنار گذاشتن مردهای ناتوان جمع، مثلا پیرمردی که چشم بند سیاه داشت و افراد ناشناخته ی دیگری چه پیر و چه جوان که به هر دلیلی، نه حرفی می زدند و نه کاری می کردند که ارزش آمدن در داستان ما را داشته باشد. همانطور که قبلا گفتیم در این بخش هفت زن هستند، از آن جمله زن کوری که از بی خوبی رنج می برد و کسی او را نمی شناسد، و دو زوجی که مثل همسرهای متعارف محسوب می شوند، در نتیجه عدهۍ نامتوازنی از مردها باقی می ماند زیرا پسرک لوچ هنوز مرد به حساب نمی آید. شاید در بخش های دیگر عده ی زنها از مردها بیشتر باشد، اما قانون نانوشته ای که خیلی زود مقبول افتاد و بعدا رسمیت یافت حکم می کند که هر مسأله ای در هر یک از بخش ها پیش بیاید باید در همان بخش و بر طبق تعالیم پیشینیان، که هرگز از تحسینشان باز نخواهیم ماند حل شود، کس نکند به جای تو آنچه به جای خود کنی. بنابراین، در بخش یک سمت راست، به جز زن دکتر که، به هر دلیل یا دلایلی، هیچ کس جرأت نداشت چه با زبان و چه با دراز کردن دست تقاضایی از او بکند، همهی زنها به مردهایی که با آنها زیر یک سقف زندگی می کردند یاری خواهند داد. و هنوز چیزی نگذشته، همسر مردی