بودند عملی شد. ثروت کلانی کشف نشد، به جز چند ساعت و انگشتر که بیش تر متعلق به مردها بود تا زانها. و اما مجازاتهایی که عدالت داخلی در نظر گرفته بود، این مجازات ها چیزی نبود جز چند سیلی دیمی، و چند مشت الکی که ناشیانه هدف گیری شده بود، بیشتر جروبحثها هم در فحش و ناسزا خلاصه می شد یا چند جملهی توهین آمیز که از میان عبارات قالبی گذشته سوا شده بود، مثلا، تو به مال مادرت هم ابقا نکردی، فکرش را بکن، چنان که گویی چنین عمل شرم آوری واقعا صورت گرفته، و اعمالی از این هم شرم آورتر که فقط ممکن بود در روزی صورت بگیرد که همه کور شده و با از دست دادن سوی چشمانشان، حتی روحیهی احترام و ملاحظه را نیز از دست داده باشند. اشرار کور با تهدیدهای تلافی جویانه اموال را تحویل گرفتند ولی خوشبختانه این تهدیدها را عملی نکردند، و فرض بر این بود که تهدیدهایشان را فراموش کرده اند، ولی حقیقت آن است که فکر دیگری در سر داشتند که به زودی معلوم میشد. اگر می خواستند با عملی کردن تهدیدهایشان ظلمهای بیشتری بکنند، ممکن بود وضعیت حادتر شود که چه بسا عواقب آتی وخیم تری داشت، تا جایی که دو تا از بخش ها، برای فرار از مجازات تحویل ندادن اشیاء قیمتی، خود را به نام دیگران جا زدند، بار سنگین خطاهای ناکرده را بر دوش بخش های بی گناه گذاشتند و حال آن که یکی از این بخش ها آنقدر درست کار بود که همه چیز را همان روز اول تحویل داده بود. خوشبختانه حسابدار کور که نمی خواست کار اضافی برای خود درست کند تصمیم گرفته بود صورت اموال مختلفی را که تازه تحویل شده بود روی یک کاغذ جداگانه ثبت کند، و این کار هم به نفع بی گناهان بود و هم به نفع خطاکاران، چون اگر ریز آن اموال را در حساب های مربوط ثبت می کرد متوجه تخلفات مالی می شد.
یک هفته بعد، اوباش پیغام فرستادند که زن می خواهند. به همین سادگی، برای ما زن بیاورید. این خواستهی غیرمنتظره، هر چند که روی هم رفته غیر طبیعی نبود، همانطور که می شد انتظار داشت، اعتراض شدیدی برانگیخت، فرستادههای حیرت زده ای که با این دستور آمده بودند، بلافاصله بازگشتند تا بگویند بخشها، سه بخش سمت راست و دو بخش سمت چپ، و همچنین مردها و زنهای کوری که روی زمین می خوابیدند، همگی تصمیم گرفته اند این دستور خفت بار را ندیده بگیرند، و توجیهشان این است که شأن انسانی، و در این مورد حرمت زن، ممکن نیست تا این حد تنزل کند، اگر در بخش سوم سمت چپ زنی وجود ندارد، هیچ مسؤولیتی، اگر مسؤولیتی در کار باشد، متوجه آنها نیست. جواب کوتاه و قاطع بود، اگر برای ما زن نیاورید از غذا خبری نیست. فرستاده های سرافکنده با این دستور به بخش ها برگشتند، یا باید بروید یا به ما چیزی نمی دهند بخوریم. زنهای تنها، آنهایی که مردی نداشتند، یا لااقل همسر ثابتی نداشتند، فورا اعتراض کردند، حاضر نبودند از خود مایه بگذارند تا
یک هفته بعد، اوباش پیغام فرستادند که زن می خواهند. به همین سادگی، برای ما زن بیاورید. این خواستهی غیرمنتظره، هر چند که روی هم رفته غیر طبیعی نبود، همانطور که می شد انتظار داشت، اعتراض شدیدی برانگیخت، فرستادههای حیرت زده ای که با این دستور آمده بودند، بلافاصله بازگشتند تا بگویند بخشها، سه بخش سمت راست و دو بخش سمت چپ، و همچنین مردها و زنهای کوری که روی زمین می خوابیدند، همگی تصمیم گرفته اند این دستور خفت بار را ندیده بگیرند، و توجیهشان این است که شأن انسانی، و در این مورد حرمت زن، ممکن نیست تا این حد تنزل کند، اگر در بخش سوم سمت چپ زنی وجود ندارد، هیچ مسؤولیتی، اگر مسؤولیتی در کار باشد، متوجه آنها نیست. جواب کوتاه و قاطع بود، اگر برای ما زن نیاورید از غذا خبری نیست. فرستاده های سرافکنده با این دستور به بخش ها برگشتند، یا باید بروید یا به ما چیزی نمی دهند بخوریم. زنهای تنها، آنهایی که مردی نداشتند، یا لااقل همسر ثابتی نداشتند، فورا اعتراض کردند، حاضر نبودند از خود مایه بگذارند تا