نام کتاب: کوری
دمید، معلوم شد که تنبیه بخش ناراضیان که چهل شورشی در آن اسکان داشتند، هنوز خاتمه نیافته است زیرا جیره ی غذایی که تاکنون به زحمت برای بیست نفر کفایت می کرد، حالا به حدی کاهش یافته بود که ده نفر را هم سیر نمی کرد. بنابراین خودتان می توانید خشم و عصبانیت آنان را تصور کنید و همچنین، مهم نیست که این حرف کسی را ناراحت کند چون حقیقت حقیقت است، ترس سایر بخش ها را مجسم کنید که هنوز هیچ نشده خود را در محاصرہی حاجت مندان می دیدند و واکنششان بین دو چیز در نواسان بود، یکی وظایف سنتی و دیرینهی ناشی از همبستگی انسانی و مراعات حال سالخوردگان، و دیگری اصل چراغی که به خانه رواست، که البته در قدمت دست کمی از اولی ندارد.
در این مرحله بود که از ناحیهی اوباش دستور رسید باید باز هم پول و اشیاء قیمتی به آنها داده شود چون متوجه شده اند که مقدار آذوقهی تحویلی اضافه بر پرداخت اولیه شده است، و تازه به قول خودشان ارزش پرداخت اولیه را در کمال سخاوت دست بالا حساب کرده بودند. بخشها در کمال ناامیدی جواب دادند که حتی یک پاپاسی هم ته جیبشان نمانده و تمام اشیاء قیمتی جمع آوری شده را در نهایت امانت تحویل داده اند، و به این استدلال شرم آور متوسل شدند که هر تصمیمی از این قبیل منصفانه نخواهد بود اگر که تفاوت ارزش اشیاء قدیمی نادیده گرفته شود، به عبارت دیگر، و به زبان ساده تر، منصفانه نبود که افراد شریف جور افراد خاطی را بکشند، و بنابراین نباید آذوقهی کسی که به احتمال زیاد هنوز مبالغی در ته حساب بستانکار است قطع شود. مسلم است که هیچ بخشی از ارزش آن چه بخش های دیگر به اوباش تحویل داده بودند اطلاعی نداشت اما هر بخشی فکر می کرد اگر بقیه ته اعتبارشان را بالا آورده اند، این حق اوست که کماکان غذا داشته باشد. خوشبختانه این مشاجرات نهانی در نطفه خفه شد، اوباش بر سر حرف خود بودند، همه باید دستورشان را اطاعت می کردند، و اگر در ارزیابی اموال تفاوتی وجود داشت این را فقط حسابدار کور می دانست در سایر بخش ها جر و بحث داغ و تند بود و گاه به خشونت میکشید. بعضی ها ظنین بودند به این که چند نفری از زندانیان خودخواه و دغل هنگام جمع آوری اشیاء قیمتی از تحویل بعضی اموال خود ابا کرده اند، و در نتیجه به هزینهی کسانی که همه چیز را به خاطر منافع جمع بخشیده بودند، غذا خورده اند. بقیه با استفاده از آنچه تا آن لحظه یک دعوای جمعی بود، مدعی بودند که اگر مجبور به سیر کردن شکم انگلها نمی شدند، با آنچه تحویل داده اند می توانستند تا روزها خودشان را سیر کنند. اشرار کور در آغاز کار تهدید کرده بودند که بخش ها را تفتیش می کنند و کسانی را که از اجرای دستورشان سرپیچیده بودند به سزای خود می رسانند، و این تهدید در هر یک از بخش ها به دست افراد درست کاری که در ستیز با افراد منقلب و حتی شرور

صفحه 113 از 224