کسانی که به اینجا می آمدند، از کوری شان که بگذریم، نه تنها سالم بودند بلکه از سر و روی بعضیهاشان از هر نظر سلامت می برید ولی حالا مثل بقیه شده اند و معلوم نیست چه طور آنفلوآنزا گرفته اند که حتی نمی توانند هیکل خود را از روی تخت های محقرشان بلند کنند. و در تمام این پنج بخش حتی یک قرص آسپیرین هم پیدا نمی شود که تبشان را پایین بیاورد و سردردشان را تسکین دهد، و بعد از آن که یک نفر حتی آستر کیف زنها را هم پشت و رو کرد، چند قرص باقی مانده در اندک زمانی ناپدید شد. مسلما گزارش نویس، من باب احتیاط، فکر نوشتن هرگونه گزارش مشروح را در مورد سایر مصیبت هایی که گریبانگیر حدود سیصد نفری بود که در این قرنطینهی غیرانسانی محبوس بودند از سر به در می کرد، اما نمی توانست از ذکر دست کم دو مورد سرطان پیشرفته خودداری کند، زیرا مقامات، هنگام جمع آوری و محبوس کردن نابینایان هیچ گونه محذور انسانی نداشتند و حتی اعلام کردند که قانون وقتی که وضع شد برای همه یکسان است و دموکراسی با تبعیض مغایر است. همان طور که از تقدیر سنگ دل توقع می رود، در میان همه ی این بازداشت شدگان فقط یک پزشک وجود دارد، آن هم یک چشم پزشک، تنها چیزی که لازم نداریم. گزارشگر کور به اینجا که می رسید، از شرح و وصف این همه فلاکت و مصیبت خسته می شد و قلم حکاکی را روی میز می انداخت و با دست لرزان به دنبال تکه نان بیاتی می گشت که هنگام نقش گزارشگر آخرالزمان در کناری گذاشته بود، اما آن را نمی یافت چون مرد کور دیگری که شامه اش در اثر نیاز شدید بسیار تیز شده بود، آن را کش رفته بود. آن وقت، گزارشگر کور، از این حرکت برادرانه، از این وسوسهی نوع دوستانه که او را با شتاب هر چه بیشتر به این ضلع آورده بود، صرف نظر می کرد و به این نتیجه می رسید که بهترین کار این است که تا فرصت باقی است به بخش سوم سمت چپ برگردد چون هر قدر هم که حق کشی های این اوباش خشم او را برمی انگیخت، ولی لااقل گرسنه نمی ماند.
واقعا گره مسأله همین است. کسانی که برای غذا فرستاده می شوند، هر بار که با جیرہی ناچیزی که گرفته اند برمی گردند، خروشی از اعتراض خشم آلود در می گیرد. همیشه کسی هست که پیشنهاد دهد اقدام جمعی کنند، تظاهرات کنند، و این پیشنهاد را با استفاده از منطق قوی در مورد قدرت تصاعدی نفرات می دهد که بارها و بارها مسجل شده و با منطق دیالکتیکی نیز به اثبات رسیده که عزمهای راسخ، که در شرایط معمول فقط می توانند با هم جمع شوند، در شرایط خاص قادرند تا بی نهایت در یکدیگر ضرب شوند. اما دیری نگذشت که زندانیان آرام گرفتند، کافی بود که فردی دوراندیش تر، با نیت واقع بینانهی تأمل در مزایا و مضار این عمل پیشنهادی، طرفداران آن را از پیامدهای مرگباری که بر هفت تیر متصور است آگاه کند، و بگوید کسانی که در صفوف اول حرکت می کنند می دانند چه چیزی در انتظارشان است و در مورد افرادی که پشت سرشان
واقعا گره مسأله همین است. کسانی که برای غذا فرستاده می شوند، هر بار که با جیرہی ناچیزی که گرفته اند برمی گردند، خروشی از اعتراض خشم آلود در می گیرد. همیشه کسی هست که پیشنهاد دهد اقدام جمعی کنند، تظاهرات کنند، و این پیشنهاد را با استفاده از منطق قوی در مورد قدرت تصاعدی نفرات می دهد که بارها و بارها مسجل شده و با منطق دیالکتیکی نیز به اثبات رسیده که عزمهای راسخ، که در شرایط معمول فقط می توانند با هم جمع شوند، در شرایط خاص قادرند تا بی نهایت در یکدیگر ضرب شوند. اما دیری نگذشت که زندانیان آرام گرفتند، کافی بود که فردی دوراندیش تر، با نیت واقع بینانهی تأمل در مزایا و مضار این عمل پیشنهادی، طرفداران آن را از پیامدهای مرگباری که بر هفت تیر متصور است آگاه کند، و بگوید کسانی که در صفوف اول حرکت می کنند می دانند چه چیزی در انتظارشان است و در مورد افرادی که پشت سرشان