نام کتاب: پیرمرد و دریا
اقسام بزرگ و کوچک دارد. دلفین. چلی، بر وزن ملی، نوعی پرنده دریایی کوچک، به اندازه پرستو. خور، بر وزن تور (در اصل: خبر، بر وزن جبر)، خلیج کوچک، و معمولا کم عمق و آرام. سینه، همان لغت به معنای صدر، بخش جلو کشتی با قایق؛ عرشه این بخش ا سل، بر وزن دل، روغن جگر بمبک یا ماهی های دیگر. بدنه کشتیهای چوبی را برای آب بندی با سل اندود می کنند. نوع دارویی سل همان است که روغن ماهی» نامیده می شود. شالو، بر وزن زالو، نوعی باز دریایی، پرنده شکاری و تیز پرواز دریایی شلال، بر وزن کنار، صاف و کشیده. دستهای شلال: دستهایی که کنار بدن دراز شده باشد. دستور، بر وزن زنبور، چوب نسبتا کوتاهی که جلو کشتی یا قایق به گوشه پایین بادبان بسته می شود. عروس دریا، نوعی جانور دریایی بسیار ابتدایی، که بدن آن مادهای . است لعابی یا ژله ای، به شکل چتری شناور در آب، با شرابه های دراز و گاه رنگین. شرابه های عروس دریا زهرآگین است و بدن انسان بر اثر تماس با آنها تاول های دردناک می زند. | فرمن، بر وزن برزن، چوب درازی که یک ضلع بادبان به آن بسته می شود و تقریبأ عمود بر دگل قرار میگیرد. فریاله، بر وزن جزغاله، نوعی ماهی زهردار که اثر نیشش بسیار دردناک است؛ عقرب دریایی فنه، بر وزن پنبه، عرشه سینه با پاشنه کشتی یا قایق. گباب، بر وزن رباب، نوعی ماهی که گوشت آن سرخ رنگ است. این همان ماهی است که به نام فرنگی اش «تون» یا «تونا» معروف است.

صفحه 117 از 117