☞
بازگشت
نام کتاب: پیرمرد و دریا
پیرمرد گفت: «خیلی.) پسر گفت: «من رفتم غذا و روزنامه بیارم. استراحت کن، بابا. از دواخونه برای دستهات دوا میگیرم.» یادت نره، به پدریکو بگو کله اش مال تو «نه، یادمه.)
صفحه 114 از 117