نام کتاب: پرواز شبانه
22
تا یک دقیقه دیگر از بوئنوس آیرس خارج میشد، و ریویر که باز جدا به کار مشغول بود میخواست صدای رفتن او را بشنود. صدای رعد آسای او را بشنود که بلند میشود و آماس می کند، و بعد همچون بانگ پایکوب ارتشی که در ستارگان پیش رود، می خوابد.
ریویر دست بر سینه از میان منشیان می گذشت تا کنار دریچه ای ایستاد و گوش فرا داشت و به تفکر پرداخت. اگر از یک حرکت هم جلوگیری کرده بود، همان به پروازهای شبانه خاتمه بخشیده بود. اما با حرکت دادن این پست در تاریکی، ریویر از اقدام افراد ضعیفی که فردا به او پشت می گرداندند جلوگیری کرده بود.
فتح، شکست - این الفاظ فاقد معنی بودند. زندگی در پس این رمزها قرار دارد و زندگی هر روز رمزهای نو بوجود می آورد. ملتی بر اثر پیروزی به ضعف می گراید و ملتی دیگر در شکست نیروی تازه می یابد. شکست امشب شاید درس عبرتی بود که فرا رسیدن پیروزی غایی را تسریع می کرد. تنها چیزی که اهمیتی داشت پیشرفت کار بود.
در عرض پنج دقیقه ایستگاههای رادیو آن خبر را در طول ایستگاهها پخش می کردند و بر فراز صدها فرسنگ نیروی مرتعش سیاه بر هر مساله یی درنگ می کرد.
هنوز چیزی نگذشته بانگ ارغنون مانندی پیچیده بود - هواپیما

صفحه 87 از 88