نام کتاب: پرواز شبانه
19
روبینو میان سلسه اندیشه های او ناگهان به درون آمد.
«داشتم فکر می کردم، قربان... شاید بتوانیم...»
در حقیقت چیزی برای پیشنهاد نداشت، اما بدین نحو حسن نیت خود را اعلام می کرد. اگر راه‌حلی مییافت، وای که اگر آنرا می یافت چه شادیها که نمی کرد! درباره آن چنان میاندیشید که گفتی معمایی است حل شدنی. تمام قدرت او در همین یافتن راه‌حل بود، اما ریویر حاضر نبود به او گوش بدهد. «روبینو، به شما گفتم که در زندگی راه‌حلی نیست. فقط نیروهای محرک موجودند و کار ما آن است که آن نیروها را به کار اندازیم - در آنصورت راه حل خودش پیدا می شود» تنها نیرویی که روبینو بایست به کار می انداخت همان بود که در کارگاه مکانیکی بود، و آن نیروی ناچیزی بود که از زنگ زدن محور پروانه جلوگیری میکرد.
اما اتفاقات این شب روبینو را خطا کار یافت. احکام بازرسانه او از عهده نظارت بر عناصر طبیعت یا حتی هواپیمای خیالی بر نمی آمد که دیگر حتی در پی ربودن پاداش سرعت پرواز هم نبوده بلکه تنها در صدد آن بود که از جریمه ای بگریزد که پرداخت آن تمامی جریمه های رویینو را باطل می کرد، و آن جریمه مرگ بود.
اکنون دیگر کاری از روبینو ساخته نبود، و او اندوه زده و تنها

صفحه 74 از 88