به روی ورقه کاغذ زد. منظره دستهای پیرمرد به نظرش باز آمد و اکنون مثل این بود که آن دستها را می دید که ادای تشکر در می آورند. همین کافی بود که بگوید: «عیبی ندارد. مهم نیست. بمان!» آنگاه تصویر سیل شادی که از میان آن دستهای پیر در آنصورت میگذشت در ذهنش جان گرفت. به نظرش رسید که در دنیا هیچ چیز به زیبایی آن شادی و شعف که روی آن دستهای کارکشته ظاهر میشد نبود. حالا این ورقه را پاره کنم؟ به فکر بازگشت پیرمرد نزد خانواده اش و به فکر غرور به تواضع آمیخته او افتاد.
«پس نگاهت داشتند؟»
«چه به خیالت رسیده بود؟ من بودم که اولین هواپیما را در آرژانتین سوار کردم!» پیرمرد حقیقت قدیم خود را باز می خرید، جوانها دیگر به او نمیخندیدند.
همچنانکه با خود در فکر بود که آیا آن ورقه را پاره کند یا نه، تلفن زنگ زد.
وقفه ای طولانی روی داد، آکنده از طنین و عمقی که باد و مسافت به صداهای انسانها می دهند.
«اینجا قسمت فرودگاه است. شما که هستید؟»
«قربان، شماره ۶۵۰ روی جک است.»
«بسیارخوب.»
«بالاخره درستش کردیم، اما در دقیقه آخر مجبور شدیم جریان برق را تمام تعمیر کنیم.»
«خیلی خوب، چه کسی سیمکشی کرده بود؟»
«تحقیق می کنیم، و اگر موافقت بفرمائید تنبیهش می کنیم. خاموش شدن چراغها روی پیشخوان خیلی مهم است.»
«همینطور است.»
ریویر در فکر بود که اگر شخصی خرابکاری را هر وقت و هر کجا سر زد از ریشه در نیاورد آنوقت ممکن است چراغها روشن نشوند و اگر آنرا ندیده بگیریم جنایت کرده ایم آنهم وقتی به حکم تصادف باعث
«پس نگاهت داشتند؟»
«چه به خیالت رسیده بود؟ من بودم که اولین هواپیما را در آرژانتین سوار کردم!» پیرمرد حقیقت قدیم خود را باز می خرید، جوانها دیگر به او نمیخندیدند.
همچنانکه با خود در فکر بود که آیا آن ورقه را پاره کند یا نه، تلفن زنگ زد.
وقفه ای طولانی روی داد، آکنده از طنین و عمقی که باد و مسافت به صداهای انسانها می دهند.
«اینجا قسمت فرودگاه است. شما که هستید؟»
«قربان، شماره ۶۵۰ روی جک است.»
«بسیارخوب.»
«بالاخره درستش کردیم، اما در دقیقه آخر مجبور شدیم جریان برق را تمام تعمیر کنیم.»
«خیلی خوب، چه کسی سیمکشی کرده بود؟»
«تحقیق می کنیم، و اگر موافقت بفرمائید تنبیهش می کنیم. خاموش شدن چراغها روی پیشخوان خیلی مهم است.»
«همینطور است.»
ریویر در فکر بود که اگر شخصی خرابکاری را هر وقت و هر کجا سر زد از ریشه در نیاورد آنوقت ممکن است چراغها روشن نشوند و اگر آنرا ندیده بگیریم جنایت کرده ایم آنهم وقتی به حکم تصادف باعث