ظاهر نجابت آمیز و فضیلت اعتلایی خود انسان را به ادامه مطالعه وسوسه می کنند بلکه دانش سبک و تفصیلی و آمیخته به شور بشری . بار دیگر رو کتاب تولستوی را باز کرد: «آنچه در نظرم خوب و والا جلوه می کرد - عشق به سرزمین پدری و به هموطنان - ترحم انگیز و اشمئزاز آور شد. آنچه در نظرم بد و شرم آور می نمود - طرد سر زمین پدری و همه جا وطنی - اکنون بر عکس خوب و والا جلوه می کرد.» در این آسایشگاه این کمال پر ستی با گلوله ای در شکم در پای پلکان خاتمه پذیرفته بود و شخص کمال پرست را در حال ارتکاب خیانت و آدمکشی گرفتار کرده بودند. رو فکر نمی کرد که افراد دشمن برای به راه آوردن دکتر فورستر محتاج آن بوده اند که بواسطه نقاط و اشتباهات گذشته اش زیاد او را تحت فشار و تهدید قرار دهند . همین قدر کافی بود که به فضایل او و به غرور فکری او و به عشق تجریدی او نسبت به بشریت التجا کنند. چون کسی نمی تواند بشریت را دوست داشته باشد. آنچه دوست داشتنی است خود مردم هستند.
آقای پر نتیس گفت: «هیچ نبود.» با حال افسرده و خمیده روی پاهای لاغر و خشکش از وسط اتاق گذشت فقط یک ستاره دیده می شد: باقی ستاره ها در سفیدی آسمان سحر محو شده بودند. آقای پرنتیس گفت: «چقدر وقتمان را تلف کردیم.»
«با سه مرده و یک زندانی.»
«می توانند ده نفر پیدا کنند که جای این سه نفر را بگیرند. اما من فیلمها را می خواهم، یا سردسته را.» بعد گفت: «توی دستشویی اتاق پول با مواد شیمیایی مخصوص عکاسی کار می کرده اند. احتمال می رود که همان جا فیلم را ظاهر کرده باشد. تصور نمی کنم هر بار بیش از یک چاپ از آن تهیه کرده باشند. چون ترجیح می دهند که هر چه کمتر به اشخاص اعتماد کنند و مادام که فیلم منفی را در دست دارند...» و بعد با اندوه افزود که: «این پول عکاس درجه یک بود. کار تخصصی او طرز زندگی زنبور عسل بود، چه رشته جالبی هم هست. بعضی از عکسهایش را دیدم حالا باید با من به جزیره بیایید .
آقای پر نتیس گفت: «هیچ نبود.» با حال افسرده و خمیده روی پاهای لاغر و خشکش از وسط اتاق گذشت فقط یک ستاره دیده می شد: باقی ستاره ها در سفیدی آسمان سحر محو شده بودند. آقای پرنتیس گفت: «چقدر وقتمان را تلف کردیم.»
«با سه مرده و یک زندانی.»
«می توانند ده نفر پیدا کنند که جای این سه نفر را بگیرند. اما من فیلمها را می خواهم، یا سردسته را.» بعد گفت: «توی دستشویی اتاق پول با مواد شیمیایی مخصوص عکاسی کار می کرده اند. احتمال می رود که همان جا فیلم را ظاهر کرده باشد. تصور نمی کنم هر بار بیش از یک چاپ از آن تهیه کرده باشند. چون ترجیح می دهند که هر چه کمتر به اشخاص اعتماد کنند و مادام که فیلم منفی را در دست دارند...» و بعد با اندوه افزود که: «این پول عکاس درجه یک بود. کار تخصصی او طرز زندگی زنبور عسل بود، چه رشته جالبی هم هست. بعضی از عکسهایش را دیدم حالا باید با من به جزیره بیایید .