1
وقتی کسی نشانه های مدادی را پاک می کند باید دقت کند که هیچ خطی باقی نماند. چون اگر منظور حفظ راز باشد، هیچ احتیاطی زائد نخواهد بود.اگر دکتر فورستر نشانه هایی را که با مداد در کتاب «اعتقادات من» تولستوی نهاده بود، چنان سست و کم اثر پاکت نمی کرد آقای رنیت ممکن بود هرگز خبر نشود که چه بر سر جونز آمده بود. و جانس همه عمر به پرستش قهرمان خود، دکتر فورستر ادامه میداد، و شاید سرگرد استون نیز به تدریج در میان دیوار های خفه و بهداشتی اتاق خود در ساحل بیماران به اعمال جنون خود می رسید. و دیگبی چطور؟ دیگبی نیز همان دیگبی می ماند.
چون در انتهای یک روز تنهایی و کلافگی همان آثار پاکی شدة مدادی بود که دیگبی را بیدار و در فکر نگاه داشت. کسی نمی تواند به مردی که جرئت ندارد عقاید خود را صریحا ابراز کند احترام بگذارد، و هنگامی که احترام نسبت به دکتر فورستر از میان رفت خیلی چیز ها از میان رفت. آن چهره پیر و نجیب دیگر مانند سابق اعتقاد شنونده را جلب نمی کرد. حتی صلابت او مشکوک شده بود. چه حقی داشت که خواندن روزنامه را قدغن کند و از همه مهمتر ، به چه حقی از آمدن آنا هیلفه جلوگیری کرده بود؟
دیگبی هنوز احوال بچه مدرسه ای داشت، اما در عوض اکنون می دانست که مدیر مدرسه اسراری دارد که از آن اسر ار شر منده
وقتی کسی نشانه های مدادی را پاک می کند باید دقت کند که هیچ خطی باقی نماند. چون اگر منظور حفظ راز باشد، هیچ احتیاطی زائد نخواهد بود.اگر دکتر فورستر نشانه هایی را که با مداد در کتاب «اعتقادات من» تولستوی نهاده بود، چنان سست و کم اثر پاکت نمی کرد آقای رنیت ممکن بود هرگز خبر نشود که چه بر سر جونز آمده بود. و جانس همه عمر به پرستش قهرمان خود، دکتر فورستر ادامه میداد، و شاید سرگرد استون نیز به تدریج در میان دیوار های خفه و بهداشتی اتاق خود در ساحل بیماران به اعمال جنون خود می رسید. و دیگبی چطور؟ دیگبی نیز همان دیگبی می ماند.
چون در انتهای یک روز تنهایی و کلافگی همان آثار پاکی شدة مدادی بود که دیگبی را بیدار و در فکر نگاه داشت. کسی نمی تواند به مردی که جرئت ندارد عقاید خود را صریحا ابراز کند احترام بگذارد، و هنگامی که احترام نسبت به دکتر فورستر از میان رفت خیلی چیز ها از میان رفت. آن چهره پیر و نجیب دیگر مانند سابق اعتقاد شنونده را جلب نمی کرد. حتی صلابت او مشکوک شده بود. چه حقی داشت که خواندن روزنامه را قدغن کند و از همه مهمتر ، به چه حقی از آمدن آنا هیلفه جلوگیری کرده بود؟
دیگبی هنوز احوال بچه مدرسه ای داشت، اما در عوض اکنون می دانست که مدیر مدرسه اسراری دارد که از آن اسر ار شر منده