نام کتاب: وزارت ترس
اکنون بیش از هروقت مدیر دبیرستان بود و دیگبی شاگردی که نامش را در فهرست تحصیل رایگان ثبت کرده اند. نام و ننگ مدرسه و آینده خود همه را در جیب نهاده می خواست قدم به تالار امتحان بگذارد. حتما جانس با اضطراب زیاد منتظر بازگشت او می ماند؛ جانس حکم معلم مطالعه را داشت. البته اگر قبول نمی شد خیلی به او محبت می کردند. حتی تقصیر را به گردن ممتحنین می انداختند ...
دکتر گفت: «من شما دو نفر را تنها می گذارم.»
«آن آقا حالا اینجاست؟»
دکتر گفت: «خانم اینجا هستند.»

صفحه 135 از 279