جامعه بسازد...
دنیای اهل مواضعه قتل را به صورت چیزی تقریبأ وحشت انگیز می بیند اما قاتل در نظر خود یک شخص عادی است - مردی که با صبحانه خود یا چای می نوشد یا قهوه و از خواندن کتاب خوب شاد می شود و شاید شرح احوال را به رمان ترجیح می دهد و در ساعت معینی می خوابد و کوشش دارد عادات بدنی مفیدی کسب کند اما احتمالا از یبوست در عذاب است و سگ را بر گربه یا گربه را بر سگ ترجیح می دهد در باره سیاست هم نظر یات بخصوص دارد.
تنها در صورتی که شخص قاتل آدم خوبی باشد می توان او را غیر بشری و وحشت انگیز دید.
آرتور رو وحشت انگیز شده بود. دوران کودکی او قبل از جنگ بین الملل اول سپری شده بود و آثار بازمانده کودکی هرگز از ذهن زدوده نمی شوند. بار آمدن او چنین بود که معتقد شد آسیب رساندن به دیگری خطاست،اما خود بسیار بیمار بود.دندانهایش خراب بود و خود به دست دندانسازی به نام آقای گریگز صدمه ها دید. هنوز هفت سال نداشت که با مفهوم درد آشنا شد. هر گز حاضر نبود که موشی هم دچار آن گردد، در دوران کودکی همه توهم نامیرایی دارند و آسمان در نظر شان مثل دریا در دسترس است. در پس تفضیلات بغرنج جهان مطالب بسیار ساده قرار دارند: خدا خوب است، آدم بزرگ خواه مرد باشد خواه زن هر سؤالی را می داند، چیزی به نام حقیقت حتما هست، و مثل ساعت اندازه گیری شده و بی خطاست. در آن دوره قهرمانان ساده اند، شجاع هستند، راست می گویند، شمشیر باز قابلی هستند و هیچ وقت نمی شود که در مرحله نهایی مغلوب شوند. به همین دلیل است که خواندن هیچ کتابی مانند کتابهای دوران کودکی خواننده را نمی گیرد. چون آن کتابها دنیای بسیار ساده ای را وعده میدهند که قواعد آن بر خواننده معلوم است در حالی که کتب بعدی از سادگی بری هستند و گاه با تجارب شخص خواننده تضاد دارند. اینها از خاطرات یأس آور همین خوانندگان اخیر بافته و ساخته
دنیای اهل مواضعه قتل را به صورت چیزی تقریبأ وحشت انگیز می بیند اما قاتل در نظر خود یک شخص عادی است - مردی که با صبحانه خود یا چای می نوشد یا قهوه و از خواندن کتاب خوب شاد می شود و شاید شرح احوال را به رمان ترجیح می دهد و در ساعت معینی می خوابد و کوشش دارد عادات بدنی مفیدی کسب کند اما احتمالا از یبوست در عذاب است و سگ را بر گربه یا گربه را بر سگ ترجیح می دهد در باره سیاست هم نظر یات بخصوص دارد.
تنها در صورتی که شخص قاتل آدم خوبی باشد می توان او را غیر بشری و وحشت انگیز دید.
آرتور رو وحشت انگیز شده بود. دوران کودکی او قبل از جنگ بین الملل اول سپری شده بود و آثار بازمانده کودکی هرگز از ذهن زدوده نمی شوند. بار آمدن او چنین بود که معتقد شد آسیب رساندن به دیگری خطاست،اما خود بسیار بیمار بود.دندانهایش خراب بود و خود به دست دندانسازی به نام آقای گریگز صدمه ها دید. هنوز هفت سال نداشت که با مفهوم درد آشنا شد. هر گز حاضر نبود که موشی هم دچار آن گردد، در دوران کودکی همه توهم نامیرایی دارند و آسمان در نظر شان مثل دریا در دسترس است. در پس تفضیلات بغرنج جهان مطالب بسیار ساده قرار دارند: خدا خوب است، آدم بزرگ خواه مرد باشد خواه زن هر سؤالی را می داند، چیزی به نام حقیقت حتما هست، و مثل ساعت اندازه گیری شده و بی خطاست. در آن دوره قهرمانان ساده اند، شجاع هستند، راست می گویند، شمشیر باز قابلی هستند و هیچ وقت نمی شود که در مرحله نهایی مغلوب شوند. به همین دلیل است که خواندن هیچ کتابی مانند کتابهای دوران کودکی خواننده را نمی گیرد. چون آن کتابها دنیای بسیار ساده ای را وعده میدهند که قواعد آن بر خواننده معلوم است در حالی که کتب بعدی از سادگی بری هستند و گاه با تجارب شخص خواننده تضاد دارند. اینها از خاطرات یأس آور همین خوانندگان اخیر بافته و ساخته