نام کتاب: وزارت ترس
1
حتی در صورتی که مردی مزایای انتحار را دو سال تمام در نظر گرفته باشد، برای اخذ تصمیم نهایی محتاج وقت است تا از فر ض به عمل بپردازد. رو نمی توانست همان وقت و همان جا برود خود را در رودخانه بیندازد. وانگهی، اگر هم چنین می کرد باز او را بیرون می کشیدند و با این وصف، همچنان که دسته بدرقه کنندگان را نگاه می کرد، هیچ راه حل دیگری به نظرش نمی آمد. پلیس او را به اتهام قتل می خواست بگیرد، و او فقط سی و پنج شیلینگ در جیب داشت. نمی توانست به بانک برود و دوستی هم به جز هنری نداشت. البته می توانست آنقدر صبر کند تا هنری بازگردد، اما خودخواهی آمیخته به خونسری این عمل او را خجل کرد. مردن از آن ساده تر و نفرت آن کمتر بود. برگ زردی روی نیم تنه اش نشست. آنطور که از قدیم گفته بودند: یعنی پول گیرش می آمد. اما از قدیم نگفته بودند پس از نشستن برگ چقدر طول می کشد تا پول گیر بیاید.
از کناره رودخانه به سوی پل چلسی راه افتاد. آب پایین کشیده بود و ماهیخواران با مهارت روی گل راه می رفتند. شخص متوجه می شد که دیگر از درشکه های بچه ها و سگها خبری نیست. تنها سگی که دیده می شد ولگرد و گریز پا می نمود و پیدا بود کسی از او نگاهداری نمی کند. یک بالون تو پخانه از پشت درختهای پارک بالا رفت. خرطوم بزرگی آن بالای برگهای کم پشت رودخانه خم شد و

صفحه 101 از 279