آمدن بچه کاترین را به آنجا بیاورند رفتم. آنجا روی صندلی نشستم و به اتاق نگاه کردم. روزنامه ای که هنگام بیرون رفتن برای ناهار خریده بودم در جیبم بود و آن را خواندم. بیرون داشت تاریک می شد و من برای خواندن چراغ را روشن کردم. پس از مدتی از خواندن دست کشیدم و چراغ را خاموش کردم و بیرون را پاییدم که داشت تاریک می شد. نمی دانستم چرا دکتر دنبال من نفرستاده است. شاید بهتر است که من دور باشم. احتمال دارد بخواهد من مدتی دور باشم. به ساعتم نگاه کردم. اگر تا ده دقیقه دیگر دنبالم نفرستد خواهم رفت.
بیچاره، بیچاره کت عزیز من. که این است بهایی که برای هماغوشی می پردازی. این است پایان این دام. این است نتیجه ای که مردم از دوست داشتن همدیگر می گیرند. باز هم خدا را شکر که گاز هست. پس پیش از آن که داروی بی حسی باشد چه طور بوده؟ همین که شروع می شد دور برمی داشتند. کاترین زمان آبستنی اش را خوش گذراند. بد نبود. کمتر ناخوش شد. تا طرف های ماه آخر زیاد ناراحت نبود. این بود که دست آخر گیرش انداختند. از هیچ چیز نمی شود در رفت. چه در رفتنی! اگر پنجاه بار هم ازدواج می کردیم آخرش همین بود. و اگر بمیره چه طور؟ نمی میره. این روزها کسی سر زا نمی ره. همه شوهرها این جور فکر می کنند. درست، ولی اگر بمیره چه طور؟ نمی میره. چیزی نیست، فقط داره درد می کشه. زایمان اول معمولا طولانیه. فقط داره درد میکشه. بعدش میگم چه بد بود، کاترین میگه راستش چندون بد هم نبود. ولی اگر بمیره، چه طور؟ ممکن نیست بمیره. درست، ولی اگر بمیره چه طور؟ میگم ممکن نیست بمیره. احمق نشو. فقط وضع ناجوری ست که میگذره. فقط طبیعت داره عذابش میده. فقط زایمان اوله که تقریبا همیشه طولانیه. بله، ولی اگر بمیره چه طور؟ ممکن نیست بمیره. چرا بمیره؟ چه دلیلی
بیچاره، بیچاره کت عزیز من. که این است بهایی که برای هماغوشی می پردازی. این است پایان این دام. این است نتیجه ای که مردم از دوست داشتن همدیگر می گیرند. باز هم خدا را شکر که گاز هست. پس پیش از آن که داروی بی حسی باشد چه طور بوده؟ همین که شروع می شد دور برمی داشتند. کاترین زمان آبستنی اش را خوش گذراند. بد نبود. کمتر ناخوش شد. تا طرف های ماه آخر زیاد ناراحت نبود. این بود که دست آخر گیرش انداختند. از هیچ چیز نمی شود در رفت. چه در رفتنی! اگر پنجاه بار هم ازدواج می کردیم آخرش همین بود. و اگر بمیره چه طور؟ نمی میره. این روزها کسی سر زا نمی ره. همه شوهرها این جور فکر می کنند. درست، ولی اگر بمیره چه طور؟ نمی میره. چیزی نیست، فقط داره درد می کشه. زایمان اول معمولا طولانیه. فقط داره درد میکشه. بعدش میگم چه بد بود، کاترین میگه راستش چندون بد هم نبود. ولی اگر بمیره، چه طور؟ ممکن نیست بمیره. درست، ولی اگر بمیره چه طور؟ میگم ممکن نیست بمیره. احمق نشو. فقط وضع ناجوری ست که میگذره. فقط طبیعت داره عذابش میده. فقط زایمان اوله که تقریبا همیشه طولانیه. بله، ولی اگر بمیره چه طور؟ ممکن نیست بمیره. چرا بمیره؟ چه دلیلی