مادام هنری کجاست؟ » همین حالا به خانم رو به اتاق زایمان بردند.» «اتاق کجاست؟» | بهتون نشون می دم.))
مرا به انتهای راهرو برد. در نیمه باز بود. کاترین را دیدم که روی یک میز خوابیده بود و ملافه ای رویش کشیده بودند. پرستار در یک سوی میز و دکتر در سوی دیگر میز پهلوی چند سیلندر گاز ایستاده بودند. دکتر یک ماسک لاستیکی که به یک لوله متصل بود در دست داشت.
پرستار گفت: «من یک روپوش بهتون میدم، شما هم می تونید برید تو، خواهش می کنم بفرمایید اینجا.» |
روپوش سفیدی به من پوشاند و یقه اش را از پشت با یک سنجاق قفلی سنجاق کرد.
گفت: «حالا می تونید برید تو.» توی اتاق رفتم.
کاترین با صدای گرفته ای گفت: «سلام، عزیزم. من چندون پیش رفتی نمی کنم.»|
دکتر پرسید: «شما آقای هنری هستید؟» «بله. وضعیت چه طوره دکتر؟»
دکتر گفت: «وضعیت خیلی خوبه. آمدیم اینجا چون که گاز دادن موقع درد اینجا آسانتره.»
کاترین گفت: «حالا می خوام.» دکتر ماسک را روی صورتش گذاشت و صفحه ای را چرخاند و کاترین را پاییدم که عمیق و تند نفس می کشید. بعد ماسک را از خود دور کرد. دکتر شیر را بست.
«این از اون سختهاش نبود، یه کمی پیش یکی از اون سختهاش اومد. دکتر منو کاملا بیهوش کرد، نیست دکتر؟» صدایش غریب بود،
مرا به انتهای راهرو برد. در نیمه باز بود. کاترین را دیدم که روی یک میز خوابیده بود و ملافه ای رویش کشیده بودند. پرستار در یک سوی میز و دکتر در سوی دیگر میز پهلوی چند سیلندر گاز ایستاده بودند. دکتر یک ماسک لاستیکی که به یک لوله متصل بود در دست داشت.
پرستار گفت: «من یک روپوش بهتون میدم، شما هم می تونید برید تو، خواهش می کنم بفرمایید اینجا.» |
روپوش سفیدی به من پوشاند و یقه اش را از پشت با یک سنجاق قفلی سنجاق کرد.
گفت: «حالا می تونید برید تو.» توی اتاق رفتم.
کاترین با صدای گرفته ای گفت: «سلام، عزیزم. من چندون پیش رفتی نمی کنم.»|
دکتر پرسید: «شما آقای هنری هستید؟» «بله. وضعیت چه طوره دکتر؟»
دکتر گفت: «وضعیت خیلی خوبه. آمدیم اینجا چون که گاز دادن موقع درد اینجا آسانتره.»
کاترین گفت: «حالا می خوام.» دکتر ماسک را روی صورتش گذاشت و صفحه ای را چرخاند و کاترین را پاییدم که عمیق و تند نفس می کشید. بعد ماسک را از خود دور کرد. دکتر شیر را بست.
«این از اون سختهاش نبود، یه کمی پیش یکی از اون سختهاش اومد. دکتر منو کاملا بیهوش کرد، نیست دکتر؟» صدایش غریب بود،