هرچی بخوای برات جور کنم.»|
این مدرک چه قدری خرج داره؟» بسته به اینه که چه مدرکی باشه. قیمتش مناسبه.» من فعلا احتیاج ندارم.» | شانه هایش را بالا انداخت. گفتم: «من مشکلی ندارم.» هنگامی که بیرون می رفتم گفت: «فراموش نکن، من دوست تو
هستم.))
«بله.» گفت: «بازهم همدیگه رو می بینیم.» گفتم: «بسیار خوب.»
بیرون، از دورادور ایستگاه، که پلیس نظامی آنجا بود، رفتم و در کنار پارک کوچک یک تاکسی گرفتم. آدرس بیمارستان را به راننده دادم. در بیمارستان به اتاق دربان رفتم. زنش مرا در بغل گرفت. خودش با من دست داد.
به سلامت برگشتین ؟ »
«بله»
ناشتایی خوردین ؟ » «آره.»| زن پرسید: «حالتون چه طوره سرکار؟ حالتون چه طوره؟ »
خوبه.» | با ما ناشتایی نمی خورین؟» | «نه، متشکرم. بینم، میس بارکلی هنوز تو بیمارستان هستش؟» میس بارکلی؟»
این مدرک چه قدری خرج داره؟» بسته به اینه که چه مدرکی باشه. قیمتش مناسبه.» من فعلا احتیاج ندارم.» | شانه هایش را بالا انداخت. گفتم: «من مشکلی ندارم.» هنگامی که بیرون می رفتم گفت: «فراموش نکن، من دوست تو
هستم.))
«بله.» گفت: «بازهم همدیگه رو می بینیم.» گفتم: «بسیار خوب.»
بیرون، از دورادور ایستگاه، که پلیس نظامی آنجا بود، رفتم و در کنار پارک کوچک یک تاکسی گرفتم. آدرس بیمارستان را به راننده دادم. در بیمارستان به اتاق دربان رفتم. زنش مرا در بغل گرفت. خودش با من دست داد.
به سلامت برگشتین ؟ »
«بله»
ناشتایی خوردین ؟ » «آره.»| زن پرسید: «حالتون چه طوره سرکار؟ حالتون چه طوره؟ »
خوبه.» | با ما ناشتایی نمی خورین؟» | «نه، متشکرم. بینم، میس بارکلی هنوز تو بیمارستان هستش؟» میس بارکلی؟»