آیمو پرسید: «موقع اعتراف چی میگی؟»
میگم: طلب عفو دارم پدر، من یک گروهبان کشته ام.» همگی خندیدند. پیانی گفت: «این بونلو آنارشیسته، کلیسا نمی ره.» بولو گفت: «پیانی هم آنارشیسته.» | پرسیدم: «واقعأ شما آنارشیست هستین؟» نخیر سرکار، ما سوسیالیستیم، اهل ایمولا هستیم.» تاحالا هیچ اونجا نرفتیه این؟ » نه.)
سرکار، به خدا جای خوبیه، شما بعد از جنگ بیاین اونجا، ما به جای حسابی بهتون نشون میدیم.»
شما همه تون سوسیالیستین؟»
((همه.))
شهر خوبیه؟» معرکه ست. تا حالا همچو شهری ندیده این.) چی شد که شما سوسیالیست شدین؟»
«ما همه مون سوسیالیستیم. همه مردم شهر سوسیالیستند. ما همیشه سوسیالیست بوده ایم.)
شما بیاین سرکار. ما شما رو هم سوسیالیست می کنیم.»
جلو ما، جاده به سوی چپ پیچید و تپه کوچکی و، پشت یک دیوار سنگی، باغ سیبی پیدا شد. هنگامی که جاده از تپه بالا رفت، آنها دیگر حرف نزدند. همه، همراه هم شتابان و به سرعت می رفتیم.
میگم: طلب عفو دارم پدر، من یک گروهبان کشته ام.» همگی خندیدند. پیانی گفت: «این بونلو آنارشیسته، کلیسا نمی ره.» بولو گفت: «پیانی هم آنارشیسته.» | پرسیدم: «واقعأ شما آنارشیست هستین؟» نخیر سرکار، ما سوسیالیستیم، اهل ایمولا هستیم.» تاحالا هیچ اونجا نرفتیه این؟ » نه.)
سرکار، به خدا جای خوبیه، شما بعد از جنگ بیاین اونجا، ما به جای حسابی بهتون نشون میدیم.»
شما همه تون سوسیالیستین؟»
((همه.))
شهر خوبیه؟» معرکه ست. تا حالا همچو شهری ندیده این.) چی شد که شما سوسیالیست شدین؟»
«ما همه مون سوسیالیستیم. همه مردم شهر سوسیالیستند. ما همیشه سوسیالیست بوده ایم.)
شما بیاین سرکار. ما شما رو هم سوسیالیست می کنیم.»
جلو ما، جاده به سوی چپ پیچید و تپه کوچکی و، پشت یک دیوار سنگی، باغ سیبی پیدا شد. هنگامی که جاده از تپه بالا رفت، آنها دیگر حرف نزدند. همه، همراه هم شتابان و به سرعت می رفتیم.