گفت: «چندون آسونهم پیش نرفتند.» |
گفتم: «درسته. اما آخر این مورد استثنایی بود. سان گابریل بیشتر به قلعه شباهت داره تا به کوه. اتریشی ها سالها بود که اونجا استحکامات می ساختند.» مقصودم بحث تاکتیکی درباره جنگی بود که در آن حرکتی باشد، و گفتم که نگه داشتن یک سلسله کوه به صورت خط مقدم جبهه چیزی نیست، چون به آسانی می توان آن را از دست داد. آدم باید امکان تحرک داشته باشد و کوه تحرک چندانی ندارد. همچنین، سربازها همیشه در تیراندازی از بالای تپه آن ور هدف را می زنند، اگر جناح تپه از دست برود، بهترین افراد روی بلندترین تپه بی دفاع می مانند. من به جنگ در کوهستان عقیده ندارم. گفتم که خیلی در این باره فکر کرده ام. اینها یک کوه را دزدکی می گیرند و آنها یک کوه دیگر را می گیرند و وقتی هم جنگ واقع در می گیرد، بالاخره هردو طرف ناچار از کوه ها سرازیر می شوند.
پرسید: «خوب حالا اگه با یک مرز کوهستانی سر و کار داشتید چکار میکردید؟»
گفتم: «هنوز فکر این را نکرده ام»، و هردو خندیدیم.
گفتم: «اما زمان قدیم همیشه اتریشی ها رو تو چارگوشی کنار ورونا گیر می انداختند. اول می گذاشتند توی دشت سرازیر بشن، بعد همون جا تار و مارشون میکردند.»|
جینو گفت: «آره، ولی اونا فرانسوی بودن، وقتی آدم تو کشور آدم های دیگه می جنگه، مسائل نظامی رو می تونه روشن تر حل کنه.»
گفتم: «آره، وقتی کشور کشور خودت باشه، دیگه نمیشه این قد قواعد علمی توش به کار برد.»
اما روس ها برای به دام انداختن ناپلئون به کار بردند.»| آره، اما آخه اونها خیلی زمین دارند. اگر شما هم عقب نشینی می کردین
گفتم: «درسته. اما آخر این مورد استثنایی بود. سان گابریل بیشتر به قلعه شباهت داره تا به کوه. اتریشی ها سالها بود که اونجا استحکامات می ساختند.» مقصودم بحث تاکتیکی درباره جنگی بود که در آن حرکتی باشد، و گفتم که نگه داشتن یک سلسله کوه به صورت خط مقدم جبهه چیزی نیست، چون به آسانی می توان آن را از دست داد. آدم باید امکان تحرک داشته باشد و کوه تحرک چندانی ندارد. همچنین، سربازها همیشه در تیراندازی از بالای تپه آن ور هدف را می زنند، اگر جناح تپه از دست برود، بهترین افراد روی بلندترین تپه بی دفاع می مانند. من به جنگ در کوهستان عقیده ندارم. گفتم که خیلی در این باره فکر کرده ام. اینها یک کوه را دزدکی می گیرند و آنها یک کوه دیگر را می گیرند و وقتی هم جنگ واقع در می گیرد، بالاخره هردو طرف ناچار از کوه ها سرازیر می شوند.
پرسید: «خوب حالا اگه با یک مرز کوهستانی سر و کار داشتید چکار میکردید؟»
گفتم: «هنوز فکر این را نکرده ام»، و هردو خندیدیم.
گفتم: «اما زمان قدیم همیشه اتریشی ها رو تو چارگوشی کنار ورونا گیر می انداختند. اول می گذاشتند توی دشت سرازیر بشن، بعد همون جا تار و مارشون میکردند.»|
جینو گفت: «آره، ولی اونا فرانسوی بودن، وقتی آدم تو کشور آدم های دیگه می جنگه، مسائل نظامی رو می تونه روشن تر حل کنه.»
گفتم: «آره، وقتی کشور کشور خودت باشه، دیگه نمیشه این قد قواعد علمی توش به کار برد.»
اما روس ها برای به دام انداختن ناپلئون به کار بردند.»| آره، اما آخه اونها خیلی زمین دارند. اگر شما هم عقب نشینی می کردین