اشتباه میکنی، قضیه مربوط به شراب و معده ست. کمی شراب بخور، برای خاطر معدهت.»
گفتم: «خلاصه هرچی تو بطری هست، برای خاطر هرچی که تو
بگی»
رینالدی گفت: «به سلامتی معشوقه تو.» لیوانش را جلو آورد.
خیلی خوب.) دیگه هرگز راجع به او چرت و پرت نمیگم.» | نمی خواد به خودت فشار بیاری.»
برندی را نوشید و گفت: «من پاک و ساده هستم. من هم مثل تو هستم. من هم یه دختر انگلیسی گیر می آرم. راستش رو بخوای، همین دختر تو رو اول من دیدم، ولی قدش یه خورده برای من بلند بود. قدش برای پرستار بودن بلنده.»
گفتم: «تو کله پاک و خیلی خوبی داری.» بله دیگه. به همین علته که به من میگن "رینالدی پاک سرشت » اشتباه کردی؛ "رینالدی خاک بر سرش".»
خیلی خوب، پاشو، بریم پایین تا هنوز کله من پاکه شام مون رو بخوریم.)
من سر و رویم را شستم، سرم را شانه زدم و از پلکان پایین رفتیم. رینالدی کمی مست بود. در سالن غذاخوری، غذا هنوز کاملا حاضر نبود.
رینالدی گفت: «من میرم بطری رو می آرم.»
از پلکان بالا رفت. من پشت میز نشستم. او با بطری برگشت و برای هرکدام مان نیم استکان برندی ریخت.
گفتم: «زیاده.» و لیوان را بلند کردم و جلو چراغی که روی میز بود نگاه کردم.
گفتم: «خلاصه هرچی تو بطری هست، برای خاطر هرچی که تو
بگی»
رینالدی گفت: «به سلامتی معشوقه تو.» لیوانش را جلو آورد.
خیلی خوب.) دیگه هرگز راجع به او چرت و پرت نمیگم.» | نمی خواد به خودت فشار بیاری.»
برندی را نوشید و گفت: «من پاک و ساده هستم. من هم مثل تو هستم. من هم یه دختر انگلیسی گیر می آرم. راستش رو بخوای، همین دختر تو رو اول من دیدم، ولی قدش یه خورده برای من بلند بود. قدش برای پرستار بودن بلنده.»
گفتم: «تو کله پاک و خیلی خوبی داری.» بله دیگه. به همین علته که به من میگن "رینالدی پاک سرشت » اشتباه کردی؛ "رینالدی خاک بر سرش".»
خیلی خوب، پاشو، بریم پایین تا هنوز کله من پاکه شام مون رو بخوریم.)
من سر و رویم را شستم، سرم را شانه زدم و از پلکان پایین رفتیم. رینالدی کمی مست بود. در سالن غذاخوری، غذا هنوز کاملا حاضر نبود.
رینالدی گفت: «من میرم بطری رو می آرم.»
از پلکان بالا رفت. من پشت میز نشستم. او با بطری برگشت و برای هرکدام مان نیم استکان برندی ریخت.
گفتم: «زیاده.» و لیوان را بلند کردم و جلو چراغی که روی میز بود نگاه کردم.