توی دره بود به یاد آوردم، شهر کوچک پاکیزه ای بود و در میدانش فواره زیبایی داشت.
ماشین ها حالا از آنجا حرکت می کنند، مریض زیاده. زد و خورد تمام شده.»
باقی ماشین ها کجا هستند؟»
دوتا اون بالا توی کوهستانند، چهار تا هم هنوز در باین سیتزا هستند. دوتای دیگه هم در کارسو با لشکر سوم کار می کنند.» |
حالا می خواین چه کاری به من بدین؟»
اگر میل داشته باشی می تونی بری اون چهارتا آمبولانس رو در باین سیتزا تحویل بگیری. جینو مدتی ست اونجاست. تو اونجا رو ندیده ای، آره؟ »
«نه.) خیلی بد بود. سه تا ماشین از دست دادیم.» شنیدم.) بله، رینالدی برات نوشت.» «رینالدی کجاست؟»
همین جا تو بیمارستانه. تمام تابستان و پاییز همین جا بوده.» «بله»
سرگرد گفت: «خیلی بدجوری بود. نمی تونی باور کنی چه قدر بد بود. من غالبا پیش خودم میگفتم خوشا به حال تو که آن موقع زخمی شدی.»
بله میدونم.» |
سرگرد گفت: «سال دیگه بدتر خواهد بود. شاید همین حالا حمله کنند. میگن که می خوان حمله کنند، ولی من باورم نمیشه. خیلی دیره. رودخانه رو دیدی؟»
بله، دیگه کاملا بالا اومده.»
ماشین ها حالا از آنجا حرکت می کنند، مریض زیاده. زد و خورد تمام شده.»
باقی ماشین ها کجا هستند؟»
دوتا اون بالا توی کوهستانند، چهار تا هم هنوز در باین سیتزا هستند. دوتای دیگه هم در کارسو با لشکر سوم کار می کنند.» |
حالا می خواین چه کاری به من بدین؟»
اگر میل داشته باشی می تونی بری اون چهارتا آمبولانس رو در باین سیتزا تحویل بگیری. جینو مدتی ست اونجاست. تو اونجا رو ندیده ای، آره؟ »
«نه.) خیلی بد بود. سه تا ماشین از دست دادیم.» شنیدم.) بله، رینالدی برات نوشت.» «رینالدی کجاست؟»
همین جا تو بیمارستانه. تمام تابستان و پاییز همین جا بوده.» «بله»
سرگرد گفت: «خیلی بدجوری بود. نمی تونی باور کنی چه قدر بد بود. من غالبا پیش خودم میگفتم خوشا به حال تو که آن موقع زخمی شدی.»
بله میدونم.» |
سرگرد گفت: «سال دیگه بدتر خواهد بود. شاید همین حالا حمله کنند. میگن که می خوان حمله کنند، ولی من باورم نمیشه. خیلی دیره. رودخانه رو دیدی؟»
بله، دیگه کاملا بالا اومده.»