گفتم: «تو دختر خوب و ساده ای هستی.»
«آره، من دختر ساده ای هستم. تاحالا هیچ کس غیر از تو این رو نفهمیده بود.»
اولین دفعه ای که تو رو دیدم، یک بعداز ظهر تمام فکر میکردم که چه طور باهم بریم هتل کارور، و چه کار بکنیم.»
از بس که بی حیا هستی. این هتل، هتل کاوور نیست که، آره؟» «نه، هتل کاوور مارو راه نمیدن.»
بالاخره به وقتم راه می دن. اما عزیزم، فرق من و تو همینه. من هیچ وقت درباره چیزی فکر نمی کنم.»
هیچ وقت تاحالا فکر نکرده ای؟» کاترین گفت: «یه کمی چرا.» «اوه، تو دختر ماهی هستی» یک لیوان دیگر شراب ریختم. کاترین گفت: «من دختر خیلی ساده ای هستم.» من اول این طور فکر نمی کردم. فکر می کردم تو دختر دیوونه ای هستی.»
«من دیوونه هستم. اما دیوونه ساده ای هستم. تو رو که گیج و ویج نکرده ام عزیزم، آره؟» |
گفتم: «شراب چیز بسیار خوبیه. همه چیزهای بد رو از یاد آدم دور میکنه.)
کاترین گفت: «خیلی ماهه. ولی پدر منو بد جوری دچار نقرس کرده.» تو پدر هم داری؟» کاترین گفت: «آره. نقرس داره. هیچ لازم نیس تو ببینیش. تو پدر داری؟» گفتم: «نه، ناپدری دارم.» فکر میکنی ممکنه من دوستش بدارم؟»
«آره، من دختر ساده ای هستم. تاحالا هیچ کس غیر از تو این رو نفهمیده بود.»
اولین دفعه ای که تو رو دیدم، یک بعداز ظهر تمام فکر میکردم که چه طور باهم بریم هتل کارور، و چه کار بکنیم.»
از بس که بی حیا هستی. این هتل، هتل کاوور نیست که، آره؟» «نه، هتل کاوور مارو راه نمیدن.»
بالاخره به وقتم راه می دن. اما عزیزم، فرق من و تو همینه. من هیچ وقت درباره چیزی فکر نمی کنم.»
هیچ وقت تاحالا فکر نکرده ای؟» کاترین گفت: «یه کمی چرا.» «اوه، تو دختر ماهی هستی» یک لیوان دیگر شراب ریختم. کاترین گفت: «من دختر خیلی ساده ای هستم.» من اول این طور فکر نمی کردم. فکر می کردم تو دختر دیوونه ای هستی.»
«من دیوونه هستم. اما دیوونه ساده ای هستم. تو رو که گیج و ویج نکرده ام عزیزم، آره؟» |
گفتم: «شراب چیز بسیار خوبیه. همه چیزهای بد رو از یاد آدم دور میکنه.)
کاترین گفت: «خیلی ماهه. ولی پدر منو بد جوری دچار نقرس کرده.» تو پدر هم داری؟» کاترین گفت: «آره. نقرس داره. هیچ لازم نیس تو ببینیش. تو پدر داری؟» گفتم: «نه، ناپدری دارم.» فکر میکنی ممکنه من دوستش بدارم؟»