را به کمر بستم. هفت تیر روی کمر بندم سنگینی می کرد. با این حال فکر می کردم بهتر است که آدم یک تپانچه معمولی داشته باشد، چون که فشنگش همیشه پیدا می شود.
گفتم: «خوب، ما حالا کاملا مسلح شدیم. این یکی از کارهایی بود که می بایست یادم باشه انجام بدم. هفت تیر قبلی ام رو موقعی که آوردنم بیمارستان یکی بلند کرد.»
کاترین گفت: «خدا کنه هفت تیر خوبی باشه.» زن گفت: «چیز دیگری لازم نداشتین؟» گفتم: «خیال نمی کنم.» « این هفت تیر تسمه هم داره.» | بله، متوجه هستم.» زن می خواست یک چیز دیگر هم بفروشد. سوت لازم ندارین؟»
خیال نمی کنم.» زن خداحافظی کرد و ما رفتیم بیرون روی پیاده رو. کاترین توی ویترین نگاه کرد. زن به بیرون نگاه کرد و به ما تعظیم کرد.
این آیینه ها که توی چوب کار گذاشته اند، برای چیه؟» |
برای جلب کردن پرنده ها. اینها رو تو کشت زار می چرخونند، کاکلی ها می بینند می آن بیرون، ایتالیایی ها هم اونا رو با تیر می زنند.»
کاترین گفت: «چه مردمون زیرکی هستند. شما در امریکا کا کلی رو که نمی زنین، آره عزیزم؟»
یعنی مخصوصا، نه.»
از عرض خیابان گذشتیم و در آن سوی خیابان شروع به قدم زدن کردیم.
کاترین گفت: «من حالا حالم بهتره. وقتی تازه شروع به قدم زدن کرده
گفتم: «خوب، ما حالا کاملا مسلح شدیم. این یکی از کارهایی بود که می بایست یادم باشه انجام بدم. هفت تیر قبلی ام رو موقعی که آوردنم بیمارستان یکی بلند کرد.»
کاترین گفت: «خدا کنه هفت تیر خوبی باشه.» زن گفت: «چیز دیگری لازم نداشتین؟» گفتم: «خیال نمی کنم.» « این هفت تیر تسمه هم داره.» | بله، متوجه هستم.» زن می خواست یک چیز دیگر هم بفروشد. سوت لازم ندارین؟»
خیال نمی کنم.» زن خداحافظی کرد و ما رفتیم بیرون روی پیاده رو. کاترین توی ویترین نگاه کرد. زن به بیرون نگاه کرد و به ما تعظیم کرد.
این آیینه ها که توی چوب کار گذاشته اند، برای چیه؟» |
برای جلب کردن پرنده ها. اینها رو تو کشت زار می چرخونند، کاکلی ها می بینند می آن بیرون، ایتالیایی ها هم اونا رو با تیر می زنند.»
کاترین گفت: «چه مردمون زیرکی هستند. شما در امریکا کا کلی رو که نمی زنین، آره عزیزم؟»
یعنی مخصوصا، نه.»
از عرض خیابان گذشتیم و در آن سوی خیابان شروع به قدم زدن کردیم.
کاترین گفت: «من حالا حالم بهتره. وقتی تازه شروع به قدم زدن کرده