نام کتاب: وداع با اسلحه
« یه چمدون داری؟» «نه. بذارشون تو ساک دستی.»
میس گیج بطریها را توی ساک دستی گذاشت و گفت: «حالا میدمش دست دربون.» و به طرف در رفت.
میس وان کمپن گفت: «صبر کن ببینم. این شیشه ها رو بده من.» دربان هم همراهش بود، به او گفت: «لطفا اینهارو ببر. می خوام وقتی موضوع رو گزارش می دم، شیشه ها رو به دکتر نشون بدم.» |
میس وان کمپن به انتهای سالن رفت. دربان ساک را برد. می دانست توی ساک چه هست. چیزی پیش نیامد، جز این که من مرخصی ام را از دست دادم.

صفحه 174 از 395