نام کتاب: وداع با اسلحه
«آره، این دور واقعا دور قشنگیه.» «آره خیلی خوبه.»
عزیزم، نذار من تفریح تو رو خراب کنم. هر وقت بخوای بات برمیگردم.»
گفتم: «نه، همین جا می مونیم، مشروب مونو می خوریم. بعد میریم پرش از روی آب و از روی مانع رو تماشا می کنیم.»
گفت: «تو چه قدر با من مهربونی.» |
پس از این که مدتی باهم تنها بودیم، دوباره از دیدن دیگران خوش حال شدیم. خوش گذشت.

صفحه 158 از 395