درجه تو خیلی عالیه. من دیگه نمیخوام درجه بالاتر از این داشته باشی. اون وقت ممکنه هندونه زیر بغلت بره. آخ عزیزم، چه قدر خوشحالم که تو خودپسند نیستی. حتی اگه خودپسند هم بودی من بات عروسی می کردم، ولی خیلی خوبه که شوهر آدم خودپسند نباشه.»
بیرون، تو بالکن، نرم و آهسته با هم حرف می زدیم. ماه می بایست طلوع کند، ولی مه روی شهر را گرفته بود و ماه پیدا نشد و کمی بعد نم نم باران آغاز شد و ما به درون اتاق رفتیم. بیرون، مه به باران مبدل شد و کمی بعد باران به شدت می بارید و ما صدای ضرب آن را روی بام می شنیدیم. من پاشدم جلو در ایستادم تا ببینم باران به درون اتاق می آید یا نه، دیدم نمی آید، پس در را باز گذاشتم.
کاترین پرسید: «دیگه کیها رو دیدی؟» خانم و آقای مایرز» موجودات عجیب و غریبی هستند.»
«آره. این آدم باید تو خونه خودش زندانی باشه، حالا اجازه می دن بیاد بیرون که بمیره.»
از اون وقت تاحالا برای خودش تو میلان خوشه میگذرونه.» دیگه از خوشیش اطلاع ندارم.»
چرا دیگه، بعد از زندان، گمون کنم به قدر کافی خوش میگذرونه.» «زنش قراره یه چیزهایی بیاره اینجا.» «چیزهای خیلی عالی می آره. راستی تو هم پسر عزیزش هستی؟» «آره، یکی از پسرهای عزیزش.»
کاترین گفت: «شما همه پسرهای عزیزش هستین. یارو از پسرهای عزیز بیشتر خوشش می آد! گوش کن به صدای بارون.»
«بارون تند میباره.»
بیرون، تو بالکن، نرم و آهسته با هم حرف می زدیم. ماه می بایست طلوع کند، ولی مه روی شهر را گرفته بود و ماه پیدا نشد و کمی بعد نم نم باران آغاز شد و ما به درون اتاق رفتیم. بیرون، مه به باران مبدل شد و کمی بعد باران به شدت می بارید و ما صدای ضرب آن را روی بام می شنیدیم. من پاشدم جلو در ایستادم تا ببینم باران به درون اتاق می آید یا نه، دیدم نمی آید، پس در را باز گذاشتم.
کاترین پرسید: «دیگه کیها رو دیدی؟» خانم و آقای مایرز» موجودات عجیب و غریبی هستند.»
«آره. این آدم باید تو خونه خودش زندانی باشه، حالا اجازه می دن بیاد بیرون که بمیره.»
از اون وقت تاحالا برای خودش تو میلان خوشه میگذرونه.» دیگه از خوشیش اطلاع ندارم.»
چرا دیگه، بعد از زندان، گمون کنم به قدر کافی خوش میگذرونه.» «زنش قراره یه چیزهایی بیاره اینجا.» «چیزهای خیلی عالی می آره. راستی تو هم پسر عزیزش هستی؟» «آره، یکی از پسرهای عزیزش.»
کاترین گفت: «شما همه پسرهای عزیزش هستین. یارو از پسرهای عزیز بیشتر خوشش می آد! گوش کن به صدای بارون.»
«بارون تند میباره.»