نام کتاب: وداع با اسلحه
حالا که کاملا حاضر و آماده هستی، می خوای من چه کار کنم؟ » دوباره بیا تو رخت خواب.» خیلی خوب، می آم.» گفتم: «آخ، عزیزم، عزیزم.» کاترین گفت: «حالا دیدی؟ هرچی خواستی می کنم.» تو چقدر ماهی.) من هنوز خوب بلد نیستم.) تو ماهی.»
من هرچی تو بخوای می خوام. اصلا منی در کار نیست. فقط هرچی تو بخوای.)
«شیرینم.»
من خوبم. خوب نیستم؟ تو زن دیگه ای که نمی خوای، آره؟»
نه.)
حالا دیدی؟ من خوبم، هرچه بخوای می کنم.»

صفحه 125 از 395