توی دولابچه س. میس بارکلی بطری رو می آره.»
به سلامتی. به سلامتی شما، دخترخانم. چه دختر ماهی. من کنیاک بهتر از این دارم، برات می آرم.» سبیلش را پاک کرد.
چه وقت فکر میکنین می شه عمل کرد؟»
فردا صبح زودتر نمی شه. معدهت باید خالی بشه. باید شست و شوت بدن. من خانم پیره رو اون پایین می بینم، دستورها رو بهش میدم. خداحافظ، فردا همدیگه رو می بینیم. من کنیاک بهتر از این برات می آرم اینجا خیلی راحتی. خداحافظ، تا فردا. خوب بخواب. من صبح زود می آم سراغت.» توی درگاه دستش را تکان داد. سبیل هایش راست رو به بالا ایستاده بود و چهره آفتاب سوخته اش خندان بود. یک ستاره در یک چهارگوش روی آستینش داشت، چون که سرگرد بود.
به سلامتی. به سلامتی شما، دخترخانم. چه دختر ماهی. من کنیاک بهتر از این دارم، برات می آرم.» سبیلش را پاک کرد.
چه وقت فکر میکنین می شه عمل کرد؟»
فردا صبح زودتر نمی شه. معدهت باید خالی بشه. باید شست و شوت بدن. من خانم پیره رو اون پایین می بینم، دستورها رو بهش میدم. خداحافظ، فردا همدیگه رو می بینیم. من کنیاک بهتر از این برات می آرم اینجا خیلی راحتی. خداحافظ، تا فردا. خوب بخواب. من صبح زود می آم سراغت.» توی درگاه دستش را تکان داد. سبیل هایش راست رو به بالا ایستاده بود و چهره آفتاب سوخته اش خندان بود. یک ستاره در یک چهارگوش روی آستینش داشت، چون که سرگرد بود.