«بله، ولی جراح عالی مقامی ست.»
من نمی خوام یک سروان با زانوم مسخره بازی دربیاره. اگه خوب بود سرگردش می کردند. دکتر، من میدونم سروان یعنی چه.»
جراح عالی مقامی ست و من نظر او رو به هر جراح دیگری که می شناسم ترجیح میدم.»
ممکنه یک جراح دیگه پاهامو معاینه کنه؟» اگر بخواهید، البته. ولی من خودم نظر دکتر بارللا رو قبول دارم.» ممکنه از یک جراح دیگه خواهش کنین بیاد پاهام رو ببینه؟» از والنتینی خواهش میکنم بیاد.» «والنتینی کیه؟» یکی از جراحان اوسپداله ماجوره.» |
بسیار خوب. از لطف شما خیلی متشکرم. میدونین دکتر، من نمیتونم شش ماه تو رخت خواب بمونم.»
«شما توی رخت خواب نمی مونین. شما اول با آفتاب معالجه میکنین، بعد مختصری حرکت می کنید، بعد هم وقتی که جدار مفصلی تشکیل شد، آن وقت عمل خواهید شد.»
ولی من نمی تونم صبر کنم.» |
دکتر انگشتان ظریفش را روی کلاهی که در دست داشت باز کرد، و لبخند زد. «چقدر شتاب دارین که برگردین جبهه.»
چرا نداشته باشم؟»| گفت: «آفرین. شما جوان بزرگواری هستین.» روی تخت خواب خم شد و با ظرافت زیاد پیشانی مرا بوسید: «من می فرستم دنبال والنتینی. شما نگران نباشین و خودتون رو عصبانی نکنین. پسر خوبی باشین.»
پرسیدم: «یک لیوان مشروب میل دارین؟»
من نمی خوام یک سروان با زانوم مسخره بازی دربیاره. اگه خوب بود سرگردش می کردند. دکتر، من میدونم سروان یعنی چه.»
جراح عالی مقامی ست و من نظر او رو به هر جراح دیگری که می شناسم ترجیح میدم.»
ممکنه یک جراح دیگه پاهامو معاینه کنه؟» اگر بخواهید، البته. ولی من خودم نظر دکتر بارللا رو قبول دارم.» ممکنه از یک جراح دیگه خواهش کنین بیاد پاهام رو ببینه؟» از والنتینی خواهش میکنم بیاد.» «والنتینی کیه؟» یکی از جراحان اوسپداله ماجوره.» |
بسیار خوب. از لطف شما خیلی متشکرم. میدونین دکتر، من نمیتونم شش ماه تو رخت خواب بمونم.»
«شما توی رخت خواب نمی مونین. شما اول با آفتاب معالجه میکنین، بعد مختصری حرکت می کنید، بعد هم وقتی که جدار مفصلی تشکیل شد، آن وقت عمل خواهید شد.»
ولی من نمی تونم صبر کنم.» |
دکتر انگشتان ظریفش را روی کلاهی که در دست داشت باز کرد، و لبخند زد. «چقدر شتاب دارین که برگردین جبهه.»
چرا نداشته باشم؟»| گفت: «آفرین. شما جوان بزرگواری هستین.» روی تخت خواب خم شد و با ظرافت زیاد پیشانی مرا بوسید: «من می فرستم دنبال والنتینی. شما نگران نباشین و خودتون رو عصبانی نکنین. پسر خوبی باشین.»
پرسیدم: «یک لیوان مشروب میل دارین؟»