حق با شماست، من از یک زاویه دیگه نگه می کردم.» عکس را پس داد. عکس دیگر را مدتی وارسی کرد. به یکی از جرم های خارجی که در برابر نور گرد و واضح دیده می شد اشاره کرد: «ملاحظه می کنید، دکتر؟» مدتی عکس را وارسی کردند.
سروان ریشو گفت: «من فقط یک چیز رو می توانم بگم. معالجه زمان لازم داره. سه ماه، بلکه شش ماه.»
البته، مایع مفصلی باید مجددا تشکیل بشه.»
البته. زمان لازم داره. من وجدان نمی توانم قبل از این که دور فلز یک جدار تشکیل بشه، این زانو را عمل کنم.»
تصدیق می کنم، دکتر» پرسیدم: «شش ماه برای چی؟»
شش ماه لازمه برای این که دور گلوله یک جدار تشکیل بشه، آن وقت می تونیم زانو را با اطمینان عمل کنیم.» |
من قبول ندارم.» | «پسر، می خواهی زانو داشته باشی یا نه؟» گفتم: «نه.) «چی؟» گفتم: «می خوام زانوم قطع بشه که جاش یک قلاب ببندم.»
مقصودت چیه؟ قلاب؟» |
دکتر بیمارستان گفت: «شوخی میکنه.» خیلی با ظرافت روی شانه ام زد: «زانوش رو می خواد. این پسر جوان بسیار شجاعی ست، مدال نقره شجاعت براش پیشنهاد کرده اند.»
سروان گفت: «تبریک عرض میکنم.» دست مرا فشرد. «من فقط از لحاظ احتیاط عرض می کنم که باید لااقل شش ماه صبر کنید، بعد این زانو
سروان ریشو گفت: «من فقط یک چیز رو می توانم بگم. معالجه زمان لازم داره. سه ماه، بلکه شش ماه.»
البته، مایع مفصلی باید مجددا تشکیل بشه.»
البته. زمان لازم داره. من وجدان نمی توانم قبل از این که دور فلز یک جدار تشکیل بشه، این زانو را عمل کنم.»
تصدیق می کنم، دکتر» پرسیدم: «شش ماه برای چی؟»
شش ماه لازمه برای این که دور گلوله یک جدار تشکیل بشه، آن وقت می تونیم زانو را با اطمینان عمل کنیم.» |
من قبول ندارم.» | «پسر، می خواهی زانو داشته باشی یا نه؟» گفتم: «نه.) «چی؟» گفتم: «می خوام زانوم قطع بشه که جاش یک قلاب ببندم.»
مقصودت چیه؟ قلاب؟» |
دکتر بیمارستان گفت: «شوخی میکنه.» خیلی با ظرافت روی شانه ام زد: «زانوش رو می خواد. این پسر جوان بسیار شجاعی ست، مدال نقره شجاعت براش پیشنهاد کرده اند.»
سروان گفت: «تبریک عرض میکنم.» دست مرا فشرد. «من فقط از لحاظ احتیاط عرض می کنم که باید لااقل شش ماه صبر کنید، بعد این زانو