نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
15

لیسی در حالی که به نامه ی مادرش خیره شده بود، فکر کرد که واژه ی کلیدی این برنامه «امنیت» است، و از خود پرسید: تو راجع به چه مینویسی؟
در مورد هوا که نمیشد نوشت. اگر ذکر می کرد که هوای آنجا ده درجه زیر صفر است و در یک روز حدود نیم متر برف باریده، سرنخی به دست میداد که او در مینه سوتا است. و این اطلاعاتی بود که در موردش به او هشدار داده بودند.
درباره ی شغلش هم نمی توانست بنویسد چون هنوز شغلی نداشت. می توانست بنویسد که شناسنامه و کارت شناسایی جعلی اش همین چند دقیقه پیش رسیده است و حالا می تواند به دنبال کار بگردد. فکر کرد حالا می تواند به آنان بگوید که دست کم میتواند گواهینامه ی رانندگی اش را بگیرد، و مشاورش که معاون کلانتری است او را برای خرید خودرو دست دوم برده است.
هزینه ها به عهده ی مجریان برنامه بود. البته نمی توانست بگوید نام

صفحه 97 از 366