نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
14

سر و صدای ناشی از بازسازی آپارتمان مجاور آپارتمان هیثر لندی گوش را کر می کرد. بمحض اینکه ریک پارکر از اسانسور پیاده شد، سرا پا خشم فکر کرد کدام پیمانکار خبره مأمور این تخریب است؟
هوا ابری و سنگین بود و به نظر می رسید برف خواهد بارید. پیش بینی شده بود که شبی توأم با برف و باران در پیش است. نوری خاکستری و محو راهرو و اتاق نشیمن آپارتمان هیثر لندی را روشن کرده بود.
ریک بینی خود را بالا کشید. هوای آنجا خشک و غبارآلود و خفقان آور بود. او چراغ را روشن کرد و متوجه شد لایه ای ضخیم از گرد و خاک روی میزها و قفسه ها و کتابخانه را پوشانده است.
در دل به سرایدار ساختمان ناسزا گفت و فکر کرد وظیفه ی سرایدار لعنتی است که اطمینان حاصل کند پیمانکار قبل از بازسازی آپارتمان مجاور، تمام روزنه ها را پوشانده است. او بی درنگ گوشی پیام گیر را برداشت و به نگهبان گفت:
- به این سرایدار بی مصرف بگو زود بیاید اینجا.

صفحه 92 از 366