تنها واقعیت محض، هویت تازه ی او بود. مربی اش او را جلوی آینه برده و گفته بود:
- در آینه نگاه کن. این زن جوان را می بینی؟ هر چه را در مورد او می دانی فراموش کن. برای مدتی به نظرت سخت می آید و احساس میکنی در یک بازی شرکت کرده ای و داری وانمود میکنی. ترانه ای قدیمی وجود دارد که *جری ویل* آن را خوانده. می گوید: وانمود کن او را ندیده ای... برای فرار خیلی دیر است... بالای سر او را نگاه کن... وانمود کن او را ندیده ای.
***
و آن موقع بود که لیسی نام آلیس کارول را انتخاب کرده بود نام آلیس را از آلیس در سرزمین عجایب و نام خانوادگی کارول را از لوئیس کارول خواننده ی ترانه ی «درون آینده» گرفته بود هویت تازه ای که برای وضعیت تازه اش بسیار مناسب بود.
- در آینه نگاه کن. این زن جوان را می بینی؟ هر چه را در مورد او می دانی فراموش کن. برای مدتی به نظرت سخت می آید و احساس میکنی در یک بازی شرکت کرده ای و داری وانمود میکنی. ترانه ای قدیمی وجود دارد که *جری ویل* آن را خوانده. می گوید: وانمود کن او را ندیده ای... برای فرار خیلی دیر است... بالای سر او را نگاه کن... وانمود کن او را ندیده ای.
***
و آن موقع بود که لیسی نام آلیس کارول را انتخاب کرده بود نام آلیس را از آلیس در سرزمین عجایب و نام خانوادگی کارول را از لوئیس کارول خواننده ی ترانه ی «درون آینده» گرفته بود هویت تازه ای که برای وضعیت تازه اش بسیار مناسب بود.
*Jerry Vale