نام کتاب: وانمود کن او را نمی بینی
ساندی ساوارانو به مخفیگاه برگشته بود. ابتدا تصور می کرد اگر خودش برود و یادداشتها را بیاورد و شخصأ خدمت ایزابل وارینگ برسد، کاری آرمانی انجام داده است، اما بی احتیاطی کرده بود، دو بار بی احتیاطی احمقانه. اول اینکه گذاشته بود فارل او را موقع وقوع جنایت در آپارتمان وارینگ ببیند و بتواند شناسایی اش کند، و فکر کرد اگر پلیس او را دستگیر کند، فارل شناسایی اش خواهد کرد. دیگر اینکه اثر انگشت خود را روی در آپارتمان فارل بر جا گذاشته بود که جرم دستبرد به همراه داشت. او فکر کرد که حاضر است همه چیزش را از دست بدهد ولی به زندان نیفتد.
رد پای فارل میبایست پیدا میشد و ساوارانو میبایست او را از سر راه برمیداشت. شاید آن موقع می توانست در امان باشد.

صفحه 88 از 366