11
*گاری بالدوین*، دادستان منطقه ی جنوب نیویورک، چهره ای شفیق و مهربان داشت و حالتش از نظر کسانی که او را موقع محاکمات دیده بودند، با آن ناهماهنگ بود. عینک بدون قاب او حالت عالمانه ی چهره ی لاغرش را تشدید می کرد. باریک اندام بود و قدی متوسط داشت. طرز برخوردش دلچسب بود موقع بازجویی از شهود به هیچ وجه آنان را خرد نمیکرد و کارش را بی آنکه حتی ابرویی بالا بیندازد، تمام میکرد. چهل و سه سال داشت و در این سن و سال در مورد سیاست بین الملل بلندپرواز بود. کاملا معلوم بود که دلش می خواهد در مقام خود در موردی داغ به اوج شهرت برسد.
و حالا این مورد پیش روی او قرار داشت و مطمئنا دارای تمام عوامل بجا و مناسب هم بود. زنی جوان در آپارتمانی گران قیمت در منطقهی مانهاتان شاهد قتل همسر سابق صاحب رستورانی برجسته بود و از همه مهمتر اینکه او قاتل را دیده بود و میتوانست او را شناسایی کند.
بالدوین می دانست وقتی ساندی ساوارانو از مخفیگاه خود بیرون می آید تا کاری را انجام دهد، حتما پای مواد مخدر در میان است. او وارد عمل میشد و
*گاری بالدوین*، دادستان منطقه ی جنوب نیویورک، چهره ای شفیق و مهربان داشت و حالتش از نظر کسانی که او را موقع محاکمات دیده بودند، با آن ناهماهنگ بود. عینک بدون قاب او حالت عالمانه ی چهره ی لاغرش را تشدید می کرد. باریک اندام بود و قدی متوسط داشت. طرز برخوردش دلچسب بود موقع بازجویی از شهود به هیچ وجه آنان را خرد نمیکرد و کارش را بی آنکه حتی ابرویی بالا بیندازد، تمام میکرد. چهل و سه سال داشت و در این سن و سال در مورد سیاست بین الملل بلندپرواز بود. کاملا معلوم بود که دلش می خواهد در مقام خود در موردی داغ به اوج شهرت برسد.
و حالا این مورد پیش روی او قرار داشت و مطمئنا دارای تمام عوامل بجا و مناسب هم بود. زنی جوان در آپارتمانی گران قیمت در منطقهی مانهاتان شاهد قتل همسر سابق صاحب رستورانی برجسته بود و از همه مهمتر اینکه او قاتل را دیده بود و میتوانست او را شناسایی کند.
بالدوین می دانست وقتی ساندی ساوارانو از مخفیگاه خود بیرون می آید تا کاری را انجام دهد، حتما پای مواد مخدر در میان است. او وارد عمل میشد و
*Gary Baldwin