میکنند. خیلی زود هم فراموش میکنند
هر چند خبری خوب بود لیسی به جلو چشم دوخته بود و افکاری ناگوار داشت. او عجله داشت در را برای من باز کند. این تنها کاری بود که انجام میداد. منتظر من بود. این انتظار تقریبا به قیمت جانش تمام شد. آیا دوباره همه چیز مثل روز اولش میشود؟
الکس کاربین مصرانه گفت:
- لیسی، برو بانی را ببین.
لیسی نگاهی به او انداخت. چقدر از او ممنون بود که شماره ی ۹۱۱ را گرفته و اورژانس را خبر کرده بود. به یاد داشت مادرش هم سعی میکرد جلوی خونریزی کتف بانی را بگیرد.
لیسی در اتاق خواهرزاده اش، جی و کیت را دید که دو طرف تخت بانی نشسته اند. مادرش پایین تخت نشسته بود و با چشمانی نگران مراقب اوضاع بود.
کتف و آرنج بانی را با نوار زخم بندی بسته بودند. او با صدایی خواب آلود اعتراض میکرد:
- من که بچه کوچولو نیستم. نمی خواهم در تخت بچه ها باشم.
و بعد چشمش به لیسی افتاد و خوشحال شد.
- لیسی
لیسی سعی کرد لبخند بزند. گفت:
- دوست کوچولوی من. چه زخم بندی زیبایی! کدام قسمتش را امضا کنم؟
بانی هم لبخندی زد و گفت: - تو هم صدمه دیده ای؟
لیسی روی تخت خم شد. زیر دست بانی بالش گذاشت بودند. او فکر کرد: دست ایزابل وارینگ موقع مرگ زیر بالش بود. میخواست
هر چند خبری خوب بود لیسی به جلو چشم دوخته بود و افکاری ناگوار داشت. او عجله داشت در را برای من باز کند. این تنها کاری بود که انجام میداد. منتظر من بود. این انتظار تقریبا به قیمت جانش تمام شد. آیا دوباره همه چیز مثل روز اولش میشود؟
الکس کاربین مصرانه گفت:
- لیسی، برو بانی را ببین.
لیسی نگاهی به او انداخت. چقدر از او ممنون بود که شماره ی ۹۱۱ را گرفته و اورژانس را خبر کرده بود. به یاد داشت مادرش هم سعی میکرد جلوی خونریزی کتف بانی را بگیرد.
لیسی در اتاق خواهرزاده اش، جی و کیت را دید که دو طرف تخت بانی نشسته اند. مادرش پایین تخت نشسته بود و با چشمانی نگران مراقب اوضاع بود.
کتف و آرنج بانی را با نوار زخم بندی بسته بودند. او با صدایی خواب آلود اعتراض میکرد:
- من که بچه کوچولو نیستم. نمی خواهم در تخت بچه ها باشم.
و بعد چشمش به لیسی افتاد و خوشحال شد.
- لیسی
لیسی سعی کرد لبخند بزند. گفت:
- دوست کوچولوی من. چه زخم بندی زیبایی! کدام قسمتش را امضا کنم؟
بانی هم لبخندی زد و گفت: - تو هم صدمه دیده ای؟
لیسی روی تخت خم شد. زیر دست بانی بالش گذاشت بودند. او فکر کرد: دست ایزابل وارینگ موقع مرگ زیر بالش بود. میخواست