65
جیمی لندی تمام بعدازظهر را در دفتر کارش ماند. استیو ابوت چند بار به او سر زد و پرسید:
- جیمی، حالت خوب است؟
جیمی به طور مختصر گفت:
- بهتر از این نمی شود. استیو.
- ولی ظاهرت این طور نشان نمی دهد. کاش از خواندن یادداشتهای هیثر دست میکشیدی. اعصابت را خرد می کند.
- ای کاش تو هم به من نمیگفتی از خواندن دست بکشم.
- اطاعت قول میدهم دیگر مزاحم نشوم. اما یادت باشد، جیمی. من همیشه در خدمتت هستم.
- بله، استیو. میدانم.
ساعت پنج کاراگاه اسلون به جیمی لندی زنگ زد:
- آقای لندی، من در اداره ی مرکزی پلیس هستم. احساس کردم ما به شما مدیون هستیم و باید از ماجرا آگاهتان کنیم. قاتل همسر سابق شما دستگیر شده. خانم فارل کاملا او را شناسایی کرد. او حتی متهم به قتل ماکس هافمن هم هست. شاید ما بتوانیم ثابت کنیم او باعث شده اتومبیل
جیمی لندی تمام بعدازظهر را در دفتر کارش ماند. استیو ابوت چند بار به او سر زد و پرسید:
- جیمی، حالت خوب است؟
جیمی به طور مختصر گفت:
- بهتر از این نمی شود. استیو.
- ولی ظاهرت این طور نشان نمی دهد. کاش از خواندن یادداشتهای هیثر دست میکشیدی. اعصابت را خرد می کند.
- ای کاش تو هم به من نمیگفتی از خواندن دست بکشم.
- اطاعت قول میدهم دیگر مزاحم نشوم. اما یادت باشد، جیمی. من همیشه در خدمتت هستم.
- بله، استیو. میدانم.
ساعت پنج کاراگاه اسلون به جیمی لندی زنگ زد:
- آقای لندی، من در اداره ی مرکزی پلیس هستم. احساس کردم ما به شما مدیون هستیم و باید از ماجرا آگاهتان کنیم. قاتل همسر سابق شما دستگیر شده. خانم فارل کاملا او را شناسایی کرد. او حتی متهم به قتل ماکس هافمن هم هست. شاید ما بتوانیم ثابت کنیم او باعث شده اتومبیل